با تو چه خوبه دنیا
با تو خوبه حال من
مادرم گفت : که عاشق نشوی ، گفتم چشم ... چشم های تو مرا بی خبر از چَشمم کرد . .
پدرم گفت که عاشق نشوی فرزندم مطمئنم پدرم مثل تو را کم دیده
چون دوستت دارم ، راهی پیدا خواهم کرد تا نور زندگی تو باشم حتی اگر در تاریک ترین و دلگیر ترین حال خود باشم
ماه آذر یکی از خاص ترین ماه های ساله آذر برای من با همه ی ماه های سال فرق می کنه چون تو توش بدنیا اومدی زندگی من
مرا بی تو قراری نیست
همه دنیای من تویی
اذیتت میکنم درست!! اگه یه روز نباشی میمیرم..
چشم واکردم و دیدم که خدایم تو شدی
تو میشی اولین نفری که آخرین بار از ته دلم عاشقش شدم
ورتر : برایم شعری بخوان که حالم خوب کند ؛ شارلوت : در آغوشت میگیرم، این شعری است که دوست دارم برایت بخوانم!
چشمهایت حرارت محض است ربّنا آتنا عذاب النّار .
دوست داشتم با تمام وجودم عزیزم هنوزم تو رو دوست دارم الهی همیشه کنار تو باشم الهی همیشه بمونی کنارم...
زندگی یعنی یک تو برای یک عمر
تو آرامبخش تمام وجود منی جانان
بهشت جای دوری نیست همان جاییست که تو باشی و من دست در دست هم...
تا ابد برایم بمان
دنیا رو هم بگیرم آخرش باز تو تنها افتخار زندگیمی
صورتت سیب گلابیست که خوردن دارد.. گونه ات بوس که نه! گاز گرفتن دارد..
تو بخند همین برایم کافیست گور پدر تمام دلتنگی ها
اینکه لبخند میزنم عشق می ورزم نفس میکشم و زندگی میکنم دلیلش تویی
موسیقی صدای تو آرزوییست که صبحها نوازشم کند و آفتاب نگاهت خواب را از من برباید و اینگونه است صبح های بهشت
هیچ کس این را نمی داند... بوی بهشت درست از پشت گردنش می آید..