مثل یک شعر مرا تنگ در آغوش بگیر که هوای غزلم سخت شبیه تن توست
با آنکه زِ ما هیچ زمان یاد نکردی ای آنکه نرفتی دمی از یاد، کجایی ؟
بی آنکه تو را دیده باشم از تو هزار خاطره دارم دیوانه منم که آرزوهایم را باور کرده ام
این سر نه مست باده این سر مست، مست دو چشم سیاه توست بوسه، بوسه از آن لب ربودنیست تنها تو را ستودم محبوب من به سان خدایان ستودنیست
گر بی تو بود جنت بر کنگره ننشینم ور با تو بود دوزخ در سلسله آویزم
شرط ادب است بعد تو دست به زانو بنشیند دل ما