متن گریه بی پایان
زیبا متن: مرجع متن های زیبا و جملات گریه بی پایان
"شاهِ بی رُخ"
قصه یِ آن شاهِ بی رُخ را بِخوان، افسانه نیست
بَر فَلاتِ شانه اَش یک عُمر می بایَد گریست
او که از مَرزِ تمامِ خط قرمزها گذشت
بعد از آن در کُنجِ عُزلَت از همه دنیا گُسَست...
*الذین اذا اصابتهم مصیبة قالوا انا لله و انا الیه راجعون *
واژه ها را یاری همراهی نیست
وقتی بغض های گلوگیر در همدستی گدازه های آتش و دود گستاخانه حنجره را بستند تا شانه های بی پناه مان برای همیشه خمیده گردد ، گریزی نیست جز شمارش هق هق...
...اگرچه دریا دریا گریستم،امّا
شده ست تشنگیِ شوره زار،حاصلِ من...
می خواهم فریاد بکشم اما بر سر چه کسی...
تو؟
هرگز...
می خواهم نفرین کنم چه کسی را...
تو؟
هرگز...
می خواهم یک دل سیر گریه کنم برای چه کسی...
به غیر از تو؟
هرگز...
و می خواهم بمیرم برای چه کسی...
باز هم به غیر از تو؟
هرگز...
آری...