دوستت دارم اما نگفتم زبانم توان...
زیبا متن: مرجع متن های زیبا کوتاه
- خانه
- متن ها
- متن اشعار عاطفه مختاری
- دوستت دارم اما نگفتم زبانم توان...
دوستت دارم،
اما نگفتم؛
زبانم توانِ شکستنِ جهانی را نداشت
که میانِ پلکهای تو
و خاطرهی گمشدهام
نفس میکشید
دوستت داشتم،
نه با واژه،
با نگاهِ طولانی به لیوانِ نیمهخالیِ آب،
با بستنِ آرامِ در
تا خوابَت نلرزد
دوستت داشتم
در ساعتهایی که نمیآمدی
و من
آمدنت را
از چینِ پتوی بیتو
حدس میزدم.
دوستت داشتم
در هر تاریکی که لبخندت
در آن گم میشد،
در هر بار که احساس میکردم
زمان
در دستانم نمیچرخد
دوستت داشتم
تا جایی که
سکوتهای طولانی
همکلامِ شب شدند،
و هیچ واژهای
نتوانست
فاصلهی سنگینِ «نیستی» را
پُر کند
تفسیر با هوش مصنوعی
این شعر بیانگر عشقی پنهان و عمیق است. شاعر، دوست داشتن خود را در سکوت، نگاههای طولانی، و جزئیات کوچک زندگی نشان میدهد. عشقی که به دلیل ترس از برهم زدن آرامش معشوق، ناگفته باقی میماند و در نبود او، در تاریکی و سکوت تجلی مییابد.