100 متن کوتاه غزل عاشقانه ۱۴۰۵ جدید 2026
متن های کوتاه درباره غزل عاشقانه
100 متن کوتاه غزل عاشقانه ۱۴۰۵ جدید 2026
کپشن غزل عاشقانه برای اینستاگرام و بیو واتساپ
«صبحِ روشنِ عشق»
دیدم رخ تو، صبح دلم روشن شد
از پیلهی غم، بالِ من پروانه شد
یک بوسهی شیرین تو، جان را ببرد
مستی به دل افتاد و جهان، میخانه شد
یک قدم فاصله تا یوسف مصری شدن است
چه کنم من ته این چاه دلم بند نشد
نه خیال ماندنم هست. نه خیال رفتنم هست.
نه خیال زنده بودن. نه خیال
مردنم هست. نه خیال باش و بودى نه خیال رفت و میرى.
تورو جان هرکه دارى
تو بیا و خوش تر. ام کن.
تو غزل های مرا خواندی و دل کندی و رفتی.
عجبت باد، چقدر سنگ دلی.
مثلِ یک شعرِ طرب انگیزی
نغمه و شور به هر جا ریزی
از نگاهِ غزلت گَر که بخواهم گفتن
یک تنه لشکریِ غاصبی چون چنگیزی
و همان مصرعِ بی قافیه ای هستم من
که تو باید به تمامِ بدنش آمیزی
یک شب آمد نِگَهَم کرد و غَزَل پاشی کرد
دفترِ شعرِ مرا یکسره نقاشی کرد
با تو من سبزترین دهکده یِ چالوسَم
بی تو اما، خَزِه ای در کفِ اقیانوسَم
کامِ این دل نشوی، زرد شَوَم، می پوسم
تو بی خود می کنی یک لحظه از جانم جدا باشی
تو مجبوری! به این دیوانه باید مبتلا باشی
تو باید خانه ات محدوده ی آغوش من باشد
حرام دیگران هستی، به من باید روا باشی!
شمس تبریزم، غریبی در جهان چون من کجاست؟
گرچه مشهور جهانم کرده مولانای من...
با دامِ چَشمت مرغِ جان را صِید کردی
جانا؛ دلِ در بندِ ما بی قِید کردی