متن فقیر
زیبا متن: مرجع متن های زیبا و جملات فقیر
سال هاست فقر
بر گُرده زمین سوار شده
و آنسوتر،
ژان والژان
بر نیمکتی از استخوانِ
زمستان نشسته
و با دشنهای زهرآگین
گرههای کور
گلوی تاریخ را میبرد
خوزه
در جیبهای پارهٔ باد
به دنبال تکهای
عدالت میگشت؛
اما عدالت،
مارِ کوری بود
که زهرش را
در فنجانِ چایِ فقرا...
صدیقه جُر
در حال بارگذاری...