مثلِ بهمن بیا ... ! به آغوش بِکش تمامم را ...
لطفاً به جای بینی و لب های نازتان طرز نگاه و زخم زبان را عمل کنید
دلتنگم و دیدار تو درمان منست بی رنگ رخت زمانه زندان منست
اینی که من هستم تو ساختیش. نگو عوض شدی ...
فقط حالتو میخواستم بپرسم ترجمه ش میشه: هنوز منو یادته؟
با مرگ زندگی کن و با زندگی،بمیر...
یه شب میرم قدم بزنم و دیگه برنمیگردم...!
عاشق حاضر جوابی ات شدم که هیچ دوستت دارمی را بی بوسه نگذاشتی…
نفسات عشقه خنده هات جونه تو که باشی دلم آرومه ... ️️️
وقتی میبوسمت دنیا برام بهشته ️️️
چه خوشبختم وقتی که گرمی زندگیم را از لمس دستان تو میگیرم ️️️
هیچ چیز در جهان به خوبیِ بوی کسی ، که دوستش داری نیست ...!
اندیشه ها، سایه های احساساتِ ما هستند، همواره تاریکتر، تهیتر و سادهتر.
ذلت کش هزار خیالیم و چاره نیست لعنت به وضع دور ز دلدار زیستن ...
بهشت چه کوچک میشود وقتی تو را در آغوش میگیرم.
به سوی دشمن بود...اما قلبم را نشانه گرفته بود...
ای صبا حالِ جگر گوشهٔ ما چیست بگو درد ما را به جز از صبر دوا چیست بگو
خیلی دلتنگ توام ، نمیخوای برگردی ؟
زهمه دست کشیدم که تو باشی همه ام با تو بودن ز همه دست کشیدن دارد
زاده فصل زمستون تولدت مبارک چه عزیزی تو برامون تولدت مبارک .
گفت تا امروز دیدی من دلی را بشکنم بغض کردم خود خوری کردم نگفتم بارها
خنده های زورکی را خوب یادم داده ای مهربان بودی ولیکن مثل مهماندارها
انقد به فکر رنگی کردن دنیاش بودم که دنیای خودم سیاه شده!! .
دلبرت هر قدر زیباتر غمت هم بیشتر پشت عاشق را همین آزارها تا می کند... .