من خواب های زنی هستم که بر طاقچه می تابد
عشق برای تو کوچک است تو بگو چگونه بخواهمت عزیز!
دستت را به من بده دستهایِ تو با من آشناست بهسانِ پرنده که با بهار ...
در رویاهایت جایی برایم باز کن اینجا چیزی جز یادِ تو نیست ...
ای زندگی و تن و توانم همه تو...
حسابی غرقِ فکرتَم حسابی عاشِقت شدم!️ ️️️
و در معراجِ آغوشت، پر از حالِ خوشایندم... ️️️
تو یکیو پیدا کن مثه من نگات کنه من خودم چشاشو در میارم. ️️️
بہ قول خودت منو تو نداریم ڪہ پس تموم تو واسہ خودِ خودم ...シ ️️️
جز تو ... کسی نیست آرامش جانم
تو که رفتی همه ی مزرعه ها خشکیدند باغ من بعد تو صد جعبه زمستان داده...!
تمام گوشه های جهان را هم بگردم جگر گوشه ام تویی
گرچه آهو نیستم اما پر از دلتنگی ام ضامن چشمان آهوها به دادم می رسی؟
هم عاشقتم هم ازت متنفرم...! میانگین که بگیری ، میبینی برام مهم نیستی..
ا من یجیب قلب من چشمان بی همتای توست...
طرح زیبایی در سر ابر است آبشاری به عظمت دریا
تمام من دارد تُ می شود ...! باور می کنی ... ️️️
بنازم غیرت غم را دمی نگذاشت تنهایم
با تو دلم خوشه دلبر جان
و عمق عشق هیچوقت فهمیده نمی شود مگر در زمان فراق...
تلفظ میشه مواظب خودت باش معنیش میشه اگه برات اتفاقی بیوفته من میمیرم.
گوشه ای کز کرده اند و لب به دندان می گزند چشم تو افزوده بر جمعیّت بی کارها
با دوست مگوی هرچه داری در دل شاید که روزی به دشمنی شد مایل ..
گشتم اتفاقاً بود..! فقط مال من نبود... بگذاربادیگری باشد..لابدمال اوست..