بیو
زیبا متن: مرجع متن های زیبا و جملات بیو
و من چه بی تابانه می خواهمت:)
آزاده ام چو در بند توام ، ای عشق:)
من، پشیمانم با دو صد داغ توبه، به پیشانی
با مستی خماری عجین گشتم، توبه چه می خوانی؟!🍷
........
فیروزه سمیعی
نرگس فتان دلدار و خراج طره ی یار ☘️
چه تاراج شیرینی ست که بی مضاف ندهند...☘️
فیروزه سمیعی
ترس!
ای گنهکار ازلی؛
تو تبعیدگر عشقی...
فیروزه سمیعی
و ممکن است باعث مسدود شدن حساب کاربری شاعر گردد.
10
ثانیه دیگر اطلاعات به روز میشود
د
دست بالای دستی چه بسیارست
تنها دست عاشق است که هیچکس نمی رسد☘️...
فیروزه سمیعی
امروز
دست هامان را
در چشمه های خورشید
ستایش خواهیم کرد
و...
فردا
ذره های نور
ترنم علفزار را
در چشمانمان می ریزد
و ما از نگاهمان
سبز می شویم...☘️
فیروزه سمیعی
روز شدو شب شدو ماه اومد تو آسمون🍀
تو رو ندید تو خواب گل
ستاره چید ازشب و صبح....
فیروزه سمیعی
خانه ای ساخته ام
بر فراز واژه ها
چراغی فروزان از عشق
آنجا جغرافیایی نیست
جز دریای مواج چشمانت
و گندمزار زیبای موهایت
و مرزی نیست جز آرامش آغوشت
تنها پناهگاه امن من...
☘️ فیروزه سمیعی
زمزمه ای
ترانه ای ساز
برای چشمان منتظر
لب های سکوت
گوش های بی هوش
آسمان را بخوان
خورشید را برقص
بپیچ گیسوانت را
در هیجان سرخ
به دست باد بسپار
پیراهنت را به آبی دریا
و عاشقانه زندگی را بخوان ...
فیروزه سمیعی
می توانست خورشید را برایم از آسمان بیاورد
او که چشمانش
معادله ی حل نشده ی فصل ها بود ...
در انبساط سرد آغوش سنگ
در حیرت پیله ای لرزان در باد،
می توانست برایم ماه را به زمین بیاورد،
او که دستانش
اجابت هزاران ستاره ی فرو افتاده بود......
من در ثانیه های کشدار
و ساعت های لجباز
و عقربه های نیش دار
در انتظار نیامدنت
زنگ می زنم🕛
فیروزه سمیعی
تو موجاج موج عشقی
که از هُرم تنت
برخود، دیوانه وار می گردم
تا بر تو نپیچم
قلبم آرام نگیرد💗
فیروزه سمیعی
💠💠💠💠💠💠💠💠
شمع و پروانه کشیدم بر دفتر خویش
شمع فروزان درخشید و بال پروانه خلید
دود از دفتر دل برخواست به عشق
زود باز آی رخ شمع و نقش پروانه بکش
فیروزه سمیعی