شعر غم عشق
زیبا متن: مرجع متن های زیبا و جملات شعر غم عشق
من شنیدم این سخن را از همان لب های تو:
آمدم یارم شَوی
امید و همراهم شوی
من که جانم را فدایت میکنم تا وصله ای از من شوی
تو فقط لب تر کن جانان که هم جانم شوی
حال کجایی تا که بینی بعدتو بی جان بی جان ماندهام؟
_curly_
نگاهت آتش عشقی به جانم میکشد هر شب
مرا در شعلههای امتحانم میکشد هر شب
چو پروانه به گرد شمع رویت میزنم پر را
غم هجران تو تا آسمانم میکشد هر شب
نشسته در کمین چشم مستت همچو صیادی
به تیر غمزه سوی آشیانم میکشد هر شب
به باغ دل...
مهدی غلامعلی شاهی
در حال بارگذاری...