شعر کوتاه
زیبا متن: مرجع متن های زیبا و جملات شعر کوتاه
روزه ام را
می کنم افطار
با غروب چشمانت
بادصبا
ورقم
قلنج
کرده
زخم
تبر
کاریست...
مجموعه شیوا
به پرواز در می آورد
بادبادک آرزوها را
دخترک قصه ها
بادصبا
چون ققنوسی
می سوزد
بال و پر احساسم
و خاکستر می شود
تمام هستی ام با شراره ی عشق
و من
سبکبال
دوباره جوانه خواهم زد
نه یک بار
بلکه هزاران بار
تا صبحگاه آمدنت
پایکوبان
به تصویر بکشم
در شعله های عشق
رقص عاشقانه را
بادصبا
خاک می کنند
عشق را
پای انتقام
چشمان پر خونت
بادصبا
ای نسیمِ صبحگاهی
مرا با خود
به سرزمینی ببر
که بابونه های وحشی
هم آغوشِ بنفشه ها
هر صبح
می خوانند
آوازِ عاشقی را
آنجا که
از عطرِ نفسهایِ گلهایِ یاس
گیسوانِ درهمِ درختانِ افرا
به رقص می آیند
و از خیسیِ چشمِ آسمانش
عشق، جوانه می زند
پایِ سپیدارهایِ...
تو و بارانِ احساسی
که می بارد
به جانِ هرلحظه
آهسته
و روشن
چشمِ ماهِ آسمان
از چرخشِ نرمِ قلم
بر سطرِ سطر
دفترِ قلبِ بی تابم
بادصبا
قد علم می کند
عشق
از قامت افتاده ی عاشق
بادصبا
می رقصند
بر بال نسیم
خنده های کودکی ام
باد صبا
به سخره می گیرد
دلهره هایم را
دخترک آرزوها
باد صبا
سبز می شود
درخت انتظار
حتی
در حصار زمان
باد صبا
مشق می کند
به جرم عشق
چشم بارانی ام
در دریای دلتنگی
بادصبا
سوسو می زند
فانوس آرزوها
در دریای خیالم
باد صبا
ساڵێ جارێک
وه ک پایز
له به رده مم
خۆى رووت رووت ده کاته وه
ئێستا ده لێى خه یالان ده که م
ئه و ده ستانه م
زۆر بینیوون
چ شاره زا
جێ گۆڕکێ
به قاوه ى ده ستى ده کات
چاوه کانى چه نده شاره زان
ده مناسنه...