شعر کوتاه
زیبا متن: مرجع متن های زیبا و جملات شعر کوتاه
خوب میدانی
ساده هستم
و با تمام سادگی ام
ریشه دواندم در تو
چون نهال کوچک باغ
که با طلوع هر سپیده
قدّ می کشد
تا شانه های آفتاب
بیا
تا شکوفه بزند
شاخه سبز رویاهایم
بیا و کنارم باش
تابا تبسم نسیم بهاری
لبریز شوم از بودنت
بادصبا
همچون ساحلی
خسته از ثانیه های دلتنگی
دستخوش طوفان بی مهری ات می شوم
که امواج خواستنت
با هر جزر و مدی
می کشند تخته پاره های آرزویم را
به سرزمین بغض ها
و حسرت ها
بادصبا
آخرین جمعه پاییز منی
تو نقاب از رخ رنگین بردار
نسرین حسینی
آزادی پرنده ای بود
که در موهایم لانه داشت
گاهی خورشید
محتاج پیاله ای نور است
وشب بی تدارک
برای غوغای ستاره گان
ما هنوز برای زندگی پس از خود
توجیحی در باور نور ننشاندیم
و تنها دعای باران است
که چشمهایمان را بی قرار می کند.
خاطره محقق
می شد جهان
از چشمهای روشن زنی طلوع کند
و شب در ادامه ی گیسویش
به درازا بکشد.
خاطره محقق
به بهار می مانی و شوق نگاه
-ابرکوه،
-الشتر،
- بیستون...
آه!
هر جا گذرم می اُفتد،
می بینمت!
***
تو؛
--همه جا با منی!
زانا کوردستانی
من،،،
پرنده ام،
گلبوته ام...
اگرچه؛
شبیه تنهایی
--بی حجم !
بی قرار است
چشمان غزل
بی سایه
-بادصبا
از سرمای نبودنت
می پیچند واژه ها
به قامتِ احساسم
و قلم به خود می لرزد
و چشمهای منتظرم
سر بر شانه های خیال
به خواب می روند
پشت پنجره ی دلتنگی
-بادصبا