متن غمگین عاشفانه
زیبا متن: مرجع متن های زیبا و جملات غمگین عاشفانه
میدانی سکوت تو مرا گاهی به جایی پرتاب میکند که دیدمت
ایا در آن زمان هم انقدر سکوت برایت ارامبخش بود
ایا در آن زمان هم نگاهت انقدر بی روح بود
و ایا آن موقع هم قلبت دیگر جایی برای من نداشت !
اینبار
صدایش زدم
نه یک بار سه بار
و هر بار گفت بله
و نمیدانست
جانم که می گفت
هزار جان در من
می رویید
اینبار جانم بی جان شد.
آری چشمانش نوشتن دارد و نگاهش سوختن.
من ولی سوختن از تب چشمانش را دوست دارم.
آنگاه که لمیده بر بلندای مژگان پر جمعیتش برایش عاشقانه غزل می گویم و او به آتش می کشد کهنه کاغذهای به حسرتِ عشق رنگین شده ام را.
زینب ملایی فر