مرا بوسیدی من شعر شدم .. تو شکوفه..
گیسوان خورشیدیت تاب دهی... بهار میشود
آواز کن ......نت به نت نبض بوسه هایت را...... برترانه های ........آغوشم
من مانده ام و خیابانهای دی تو بیا.. که وقت رسیدنت جانم شکوفه خواهد داد
دلم را نذر.. ڪدام نگاهت... ڪردہ اے ڪہ هرچہ می بینم جزتو..... نمی پسندم
گونهِ اش؛ گل انداخته بود درست؛ مثل: دامن گل گلیِ اش! زیبا بود....
هرصبح سرریز میشود شعرهای سپیدم بر دفتر سیاهِ چشمانت
حوالی من،جز قهوه چشم هایت، رنگی نیست
حوالی چشمانت فصل گلریزان است نوید تمام شکوفه های بهار
نام دیگرم، گل مریم، تو،مرا عشق بخوان
صبح یعنی️ ڪہ نه خورشید و نه آیینه، نه آب..... چشم خود باز کنی، چشم نگارت بینی... ️️️
I loved you before i even knew What love is من قبل از اینڪہ حتی بدونم عشق چیه، عاشقت بودم... ️️️
آنقدر نام تو درخاطره ام سبزاست که هزاران پائیزنمیتواند برگی ازخاطرات باتورا پژمرده کند.
تو همان هیچی که هر بار از من پرسیدند به چی فکر میکنی گفتم هیچی...
صبح تا شب میکنم جنگ و حدال با دل ولی شب ها حریف اش نیستم تا صبح غوغا می کند ...
قدر تمام عمر بشر دوست دارمت
مثل نفس هایم دوستت دارم همانقدر بی اختیار همانقدر تا پای جان . .
هرچه غم، ذهنِ مرا خسته و مغشوش کند یک نفر هست به درد دل من گوش کند...
من مهندس گشتهام راه دلت پیدا کنم ورنه با یک شغل ساده میشود خورد و نمُرد
شکنجه بیشتر از این که پیش چشم خودت کسی که سهم تو باشد به دیگران برسد؟
چقدر جایِ تو اینجا کنارِ من تویِ نگاهِ من خالیست... .
عطر نفس هایت جز من کوچه های شهر را هم مست می کند … چقدر بی قرارتم دوستت دارم عزیزم … .
My life will be colorful when you hug me..! زندڪَیم رنڪَی میشہ وقتی تو بغلم ڪنی..! ️️️
تو که کنارم باشی هوا رو هم نمیخواهم وجودت رو نفس میکشم ️️️