از کنارت میروم مرگ دلم یعنی همین عاشقت باشم ولی رفتن صلاح ما شود
ارزوهای سوخته/نالهِ مرگ/اسمان سیاه/ابرها نا بارور/خون در راه است /مار به لانهها افتاده /راه گم گشته/پرِ پرستوها خونین است/سکوت بوی تعفن میدهد .
گرم را بر عکیس کن تا بفهمی دستانت نباشند من به چه دردی دچار میشوم
در غربت مرگ بیم تنهایی نیست یاران عزیز آنطرف بیشترند
به مرگم یک نفس مانده در این فرصت مرا دریاب
همه اش گذشت . کاش می گذشت! اینهمه مرگ را نمی دانم چه مرگ است.
میزی برای کار کاری برای تخت تختی برای خواب خوابی برای جان جانی برای مرگ مرگی برای یاد یادی برای سنگ این بود زندگی؟
موسیقی عجیبی ست مرگ بلند می شوی و آنقدر نرم و آرام می رقصی که دیگر هیج کس تو را نمی بیند
و پس از مرگ مرا تنگ در آغوش بگیر حقم این است که در موطن خود دفن شوم