جند شبى بود که من مست...

زیبا متن: مرجع متن های زیبا کوتاه

امتیاز دهید
1 امتیاز از 1 رای

جند شبى بود که من مست خراب باده ى خویش شدم هر جه کردم غزلى مست به دیوان بکشم. که شبى باران زده با تو به دفتر بکشم با قلم مست به دستان توارایه دهم تابه چشمان تو القاب بهشتى بدهم تاجهان را فداى یک صداى تو اقدام تو وخویش کنم
ننشست بر قلمم عطر توو
من خراب تو و دیوانگی هایت شده ام

مهرسا خدام ( ساقی شعر)
ZibaMatn.IR
M
ارسال شده توسط

تفسیر با هوش مصنوعی

شاعر در مستی و شور عشق، تلاش می‌کند تا غزل زیبایی برای معشوق بسراید، اما الهام الهی کم است. عطر معشوق بر قلمش نمی‌نشیند. او دیوانه‌وار عاشق است و تمام هستی خود را فدای معشوق می‌کند و آرزو دارد او را با کلمات و القاب آسمانی ستایش کند.

ارسال متن