همه سر خوش از وصالت/ من و حسرت خیالت همه را شراب دادی و مرا سراب دادی
در جنگ ها برنده مفهومی ندارد. جنگ یعنی باختن محض
آدم گاهی انقدر تنها می شود و با خودش حرف می زند که تبدیل می شود به دو نفر
دوست ها مثل باکتری هستند.خوب یا بد زندگی بدون اونها غیر ممکنه
ستارهها نهفتم در آسمان ابری دلم گرفته، ای دوست! هوای گریه با من . . .
چه غریبانه تو با یاد وطن می نالی من چه گویم که غریب است دلم در وطنم
این زخم خورده را به ترحم نیاز نیست خیر شما رسیده به ما مرحمت زیاد
به سودای تو مشغولم ز غوغای جهان فارغ
تو رفته ای که عشق من از سر به در کنی من مانده ام که عشق تو را تاج سر کنم
تو ضربان قل️ب منی
در کنار تو درگیر ارامشم
هرجا را که بگردم پایتخت قلبم تویی
تو ماه هر شب منی
تو تا همیشه آرزوی منی
گیرم درخت رنگ خزان گیرد تا ریشه هست ساقه نمی میرد
مرگ پیش از مرگ یعنی زندگی بی شور و عشق این چنین مرگی شکارم کرد و در دامم کشید
آدم ها اگر دهان باز نکنند متعلق به زمین هستند و نه هیچ شهر و کشوری
بوى مهربانى مى آید! کجا ایستْْاده اى؟ در مسیر باد؟
هیچ صیادی در جوی حقیری که به گودالی میریزد ، مرواریدی صید نخواهد کرد .
دلم میخواهد تمام باورم را برایت بفرستم تا باورکنی بی تو بودن کار من نیست.......
کنار تو در باران قدم میزنم, چتر برای چه؟! خیال که خیس نمیشود...
کاش فراموش کردنش به اندازه دوست داشتنش راحت بود
کاش داشتنت به راحتیِ دوست داشتنت بود
تحویل نمیگیرم! سالى را که بدون تو تحویل شود!