شعر کوتاه
زیبا متن: مرجع متن های زیبا و جملات شعر کوتاه
خاطرات کودکی ام را
پهن می کنم
در ایوان تنهایی
-بادصبا
کم سو می شود
فانوس آرزوهایم
به دست بی مهری ات
بادصبا
من سرزمینی دورم،
استرالیا،
بوتسوانا،
بلیز،
چرا گذارت به من نمی افتد
--که فتحم کنی!.
لیلا طیبی (رها)
قد می کشد
پشت پرچین تنهایی
نهال خاطره ات
-بادصبا
ساقه ای جا مانده ازبیدم
مرا پیوند کن
چشم باز کن،
آی ی ی بید مجنون،
--بهار در راه است.
رها فلاحی
مگر چه پیش آمده ست؛
که تمام واژه ها گم شده اند-
از دایره ی احساسم؟
وقتی به تو فکر می کنم.
...
آه
تو،،، حذف شده ای!
لیلا طیبی (رها)
گویا صبح دمیده ست!؟
من اما،،،
بی تو
صبحی نمی بینم!
***
-شب؛
در تداومش می کوشد!
لیلا طیبی (رها)
وازم لەڕەشیەکانی خەم هێنا
حەزمکرد ڕەنگی دڵخۆشی بیبنم...
مشتێک پێکەنینم بە چوارچێوەیەکی چۆڵدا هەڵواسی،
وێنەی دایکمی تیا دەچوو.
◇
خواستم که سیاهی های غم را دور کنم
و مشتاق دیدار روی خوشبختی،
مشتی لبخند، در قاب خالی، به دیوار آویزان کردم
شبیه عکس مادرم شد.
شعر: ایمان نریمان
برگردان: زانا...
می توان زیبا زیست
می توان زیبا دید
بلکه شاید دل ما را غم او بود که چنین عاشق کرد؛
نه غم دوران ها،...
که دل ما را بِفِسُرد و به کهی باطل کرد
بیا
که این همه دوری
نمی ارزد به دلخونی
-بادصبا
چشمه های جهان خشکید؛
با خشکسالی های متمادی...
اما هنوز؛
چشمه ی چشم هایم
--در انتظارِ آمدنت
می جوشد!
لیلا طیبی (رها)
اعدام شده است؛
شاخه های خشکیده
--بر پیکر درخت!
...
آه از برگ های خشکیده!
لیلا طیبی (رها)