در آغوشم بگیر ڪہ بہ امنیت آن محتاجم بہ شانہ هایت,بہ نوازش هایت بیا تا روے چشمانم بنشانمت ڪہ من بےنهایت دوستت دارم️ ️️️
جوری دوستت دارم که انگار در این شهر فقط همین یک نفر موجود است و انگار مرا خدا به دوست داشتنت اجبار کرده! راهی ندارم جز این که دوستت داشته باشم!️
. خوش سحری که روی او باشد آفتاب ما... ️️️
مثلِ بهمن بیا ... !️️ به آغوش بِکش تمامم را ... !
اینجا رسم است! دلشان برای کسی که هست، تنگ نمیشود...! باید نبود باید رفت..
دلم ..حرف میخواهد...! ترجیحٵ از لبهاے تو....!!!️
زمستان بود سرد بود ردِّ پایِ ما در برف بود .. از تو چه پنهان عشق خواستنت را به جانم انداخته بود .. حوالی همین عاشقانه ها بزمی مهیا بود .. دستم در دستت شانه به شانه خانه ی آرزوها نزدیک بود .. خاطرم از داشتنت جمع بود آسوده خاطر...
. تو عشق هستى چرا که نفس براى تو کشیدن و از عشق تو هر روز جوانه زدن کار هر کسى نیست کسى چه مى داند در دلم چه مى گذرد تو معنى تمام دوستت دارمهایى که تا چشم کار مى کند تو هستى و تو هستى و تو ️️️
من با سرودنِ تو نَفَس می کشم...️
تا حواس همه شهر به برف است بیا گرم کن این بغل سرد زمستانی را...
دوستم داشته باش... حتى اگر کوتاه... به قدرِ یک پلک به هم زدن... که دوست داشتن تو... تمامِ خوشبختى من است ... ️️️
لَبخَندت خلاصه ی خوبی هاست همین که بخندی دنیا مال من است ️️️
Lᴏᴠᴇ ᴍᴇᴀɴs Dᴀ ʏs Oғ Hᴀᴠɪɴɢ Yᴏᴜ عاشقی یعنی ، روزهای داشتن تو ️️️
. و اینجای داستان آن که برای تو می میرد منم ️️️
کاش خدا حک بکند مهر مرا در دل تو...
عشق یعنی هر چه داری نیم کن از برایش قلب خود تقدیم کن
بوس از تو و جان از من بازار چنین خوشتر؟!
در امتداد شب... خیالت رنگ میگیرد؛ تو بازیگر خواب هایم هستی؛ و من چه بی تاب خوابیدنم،،، ️️️
بهشت را دوبار دیدم یکبار در چشماش یکبار در لبخندش ️️️
برف و هوای سرد و زمستان..️ بهانه ی خوبیست برای گرفتن دست های یار، دلیلِ موجهیست برای پناه بردن و آرام گرفتن میانِ بهشتِ آغوشِ دل و دلبر... وگرنه به سرما اگر باشد، با جیب و ژاکت و آتش و چای هم می توان گرم شد..
باید یکی باشد... یکی که ببینی چقدر… که چقدر … برایش فرق می کنی و چقدر بلد است تو را و چقدر حواسش به تو جمع است حتی ؛ حتی وقتی بینتان شکرآب شده باشد !
هوا که اینگونه میشود .. من میمانم و سرگردانی در خیابان های سرد... میخواهم همانند مردم شهر محو سفیدی برف شوم اما سیاهی چشمانت رهایم نمیکند ..!
خوشا به بخت بلندم که تو در کنارمی ...
هر صبح از درون دلم میکنی طلوع صبحت به خیر پادشه شعرهای من