تو به قیمت ورای دو جهانی چه کنم قدر خود نمی دانی
عید فطر است بگو فطریه مان گردن کیست ؟! هر دو عمری ست که مهمان دل هم شده ایم!
قرار دل مارا غمت نیست دلبر؟
شوری عشق که باشد، دلتنگیم شیرین است.
دلا رام شو ب این زندان طوفانی
می گذرد این عمر در دلتنگی بمیرم برای دلم که پیر شد به پای دلتنگی...
ببین من دوسش داشتم ولی اون بلد نبود دوست داشتنی بمونه
بخند نزار بفهمه نبودش چقدر درد داره
به یک ساعت حال خوب نیازمندم(((((:
من انتخابت نکردم ،قلبم انتخابت کرد
برگ از درخت خسته می شود وگرنه پاییز بهانه است
فکر کردن بهت سَمیه که اغلب مینوشم
اگر قصابم از تن واکره پوست جدا هرگز نگردد جانم از دوست
غم هجران تو، ای دوست، چنان کرد مرا که ببینی نشناسی که منم یا دگری؟
کابوس رفتنت زخمی است نشسته بر قلب پاییز افسانه مهربان
آذر ماهی جان تولدت مبارک تو آن گرمای صبح سرد آذر ماه من هستی
قلم از عشق بشکند چو نویسد نشان تو
اسرار دلم جمله خیال یار است
آنقده خوشگلی که،مشکل من خوشگلیته
زیبایی کم کم بعد از یه مدتی از بین میره و محو میشه، ولی این شخصیته که همیشه موندگاره .
تنها دلیل زندگیم عاشقانه دوست دارم تولدت هزاران بار مبارک چه خوبست که هستی
رقص اردیبهشت بساط عشق را پابرجاست یاسمن ایرانی
شاخه تا آمد به برگش خو کند پاییز شد
آخر ای باد صبا بویی اگر می آری سوی شیراز گذر کن که مرا یار آنجاست