میساختم با دست خود کاشانه احساس تو هرچند در اعماق جان یک کاخ ویران بوده ام
ما بی سلیقه ایم تو حاجات ما بخواه ورنه گدا مطالبه ی آب و نان کند
کاش جای شرم، گاهی دل به دریا می زدیم این که تنهاییم، تاوان خجالت های ماست
پدرم گاه صدا میزندم شعر سپید! بس که آشفته و رنجور و به هم ریخته ام
دل نیست کبوتر که چو برخاست نشیند از گوشه بامی که پریدیم، پریدیم
خوشحالی یعنی اینکه عشقت دی ماهی باشه تولدت مبارک دی ماهی جانم
از درد و دل کردن برای خلق بیزارم هرشب غمم را میکِشد بر دوش سیگارم
داد و بیداد نکردم که در اندیشه ی من مرد آن است که غم را به گلو میریزد
حسادتم اذیتت میکرد؟ حالا بشین بیتفاوتیمو نگاه کن
منوعشقو دلِدیوانهبساطیداریم عقلهیفلسفهمیبافد و ما میخندیم
به ازاء هر دقیقه عصبانیت ؛ شصت ثانیه شادی را از دست میدهید !
ورق بزن اون تقویم لعنتیو که همه روزاش مث قهوه تلخه!
حس قشنگیه وقتی میبینی خیلیا میخوانش و اون فقط تو رو میخواد
+ اولویت اول زندگیت چیه؟؟ - من زندگیم اولویت نداره، همش تویی ..
آرزوی پاییزیم را بر دوش می کشم این برگریزان تمامی ندارد..
گر گلوگیر نمیشد غمِ نان ، مردم را همهی روی زمین یک لبِ خندان میشد
رویای غیر ممکن ها نام مخصوصی دارد که به آن امیدمی گوییم
ترسو قبل از مرگش بارها میمیرد؛ دلیر فقط یک بار طعم آن را میچشد.
از تنهایی،بمیر، ولی،زاپاس عشق کسی نشو.....️
فقط سعی کن همه ی غمهاتو فراموش کنی و خوش بگذرونی
بعضی درد هارو باید انقد باهاش قدم بزنی که یا اون تموم شه یا تو....
برای دیگران بودی برای دیگران ماندی و من با بغض میگویم لیاقتم را نداشت ...
کاش... یکی باشه که وقتی باهاش حرف میزنی سبک تر بشی نه پشیمون