وای وای قافله وای وای نینوا وای وای زینب و وای وای کربلا
دلخوشی زندگی ما حسین هر نفس حضرت زهرا حسین
من حسینم کسی واسه یاری هست؟هنوزم غریب غریبم سینه زن ها تمام سال عاشوراست
ماه خون ماه اشک ماه ماتم شد بر دل فاطمه داغ عالم شد
کی در اینجا برسد فریادم از ابالفضل دلاور چه خبر؟
از محرم دم به دم هر چند ماتم می چکد باز اما بهترین ماه است می دانی چرا؟
کوفه میا حسین جان کوفه وفا ندارد کوفی بی مروت شرم و حیا ندارد
چیست که عالم به فغان آمده تا مه ماتم به میان آمده بر سر و بر سینه زن
بوی بهشت می وزد از کربلای تو ای کشته ای که جان دو عالم فدای تو
در دم مردن بیا یک دم کنارم یا حسین جان زهرا مادرت چشم انتظارم یا حسین
خانهام ابریست اما ابر بارانش گرفته ست
سرخ و سپید و سبز است این بیرق کیانی اما صد آه و افسوس شیر ژیان ندارد
این زندگی غمزده غیر از قفسی نیست تنها نفسی هست ولی هم نفسی نیست
غرور نذاشت بهت بگم قد خدا دوست دارم حالا نشستم یه گوشه دارم ستاره میشمارم
رفتی بدون آن که خداحافظی کنی
وقتی میبینی عاشقی خودت میمونی و خودش جونتو حاضری بدی به خاطر تولدش
سلام ای تنها بهونه واسه نفس کشیدن هنوزم پر میکشه دل واسه ی به تو رسیدن
بی عشق دلم جز گرهی کور چه بود؟ دل چشم نمی گشود اگر عشق نبود
گاهی گمان نمیکنی ولی خوب میشود گاهی نمیشود که نمیشود که نمیشود
لبخند تو خلاصه خوبیهاست لختی بخند، خنده گل زیباست
هر قصر بی شیرین، چون بیستون ویران هر کوه بیفرهاد، کاهی به دست به باد
از ازل تا به ابد پرسش آدم این است: دست بر میوهی حوا بزنم یا نزنم ؟
دوستت دارم اگر جز گناهان من است دوستت دارم تا گناهانم باز هم سنگین شود
هر کسی را بهر کاری ساخته اند کار من دیوانه ی او بودن است