متن اعظم کلیابی
زیبا متن: مرجع متن های زیبا و جملات اعظم کلیابی
اغازتولدت چه روحانی شد
با آمدنت شهر چراغانی شد
با مقدم تو باب نجات عالم
بیت علی و فاطمه نورانی شد
- اعظم کلیابی
-بانوی کاشانی
حضرت موسی ابن جعغر، در غل و زنجیر بود
از ستم های فراوان زمان دلگیر بود
گر چه آن باب الحوائج دستگیر عالم است
خود زجور روزگار ، از زندگانی سیر بود
-اعظم کلیابی
-بانوی کاشانی
امشب هوای خانه مولا معطراست
صدکهکشان ز یُمن قدومش منور است
پرسیدم ازیکی سببش را به خنده گفت
میلاد با سعادت عباس حیدراست
-اعظم کلیابی
-بانوی کاشانی
بانوی کاشانی:
آب در آتش بیافتد شعله ورتر میشود
دیدگانش از غم بی یاوری تر میشود
کی بنوشد آب سقای وفادار حسین
چون ببیند پیش چشمش غنچه پرپر میشود
-اعظم کلیابی
-بانوی کاشانی
عباس آمد تا وفا معنا بگیرد
جا در کنار یوسف زهرا بگیرد
عقل و ادب پا در رکاب مقدم او
عشق آمده از دست او امضا بگیرد
-اعظم کلیابی
-بانوی کاشانی
قبله گم کرده ام و نیست مرا قبله نما
قبله ام باش که دل سمت تو مایل شده است
-اعظم کلیابی
-بانوی کاشانی
از خانه ی ما بهار را دزدیدند
دلگرمی عشق و یار را دزدیدند
ما فکر زمستان و شب یلدایم
دزدان شب و انتظار را دزدیدند
-اعظم کلیابی
-بانوی کاشانی
از ذهن همه ترانه را دزدیدند
شور و شر عاشقانه را دزدیدند
شادی و نشاط و عشق و ایمان و امید
آن معنی جاودانه را دزدیدند
-اعظم کلیابی
-بانوی کاشانی
هرگز تو را هرگز گناهت را نمیبخشم
توبی وفا تر از همه بودی نفهمیدم
لعنت به انها که وفا را یاد من دادند
من هرچه دیدم از دل خوش باورم دیدم
-اعظم کلیابی
-بانوی کاشانی
چون عشق همیشه ماندگاری مادر
آرامش روحی و روانی مادر
ای کاش همیشه جاودان می بودی
اخر تو بهشت جاودانی مادر
-اعظم کلیابی
-بانوی کاشانی
مادر نگران من و فردای من است
مادر همه فکرش غم دنیای من است
در هرنفسش بوی بهشت ابدی است
مادر نفسش بهشت و رویای من است
-اعظم کلیابی
-بانوی کاشانی
درجان ودلم همیشه هستی مادر.
هستی تو دلیل شور و مستی مادر
در درج دلم جواهری غیر تو نیست
خوش در دل و جان من نشستی مادر
-اعظم کلیابی
-بانوی کاشانی
منظومه عشق کهکشانم مادر
خورشید قشنگ آسمانم مادر
با تو همه جا همیشه شادم اما
بی توست ڪه بی نام ونشانم مادر
-اعظم کلیابی
-بانوی کاشانی
لبم را تا به مهرت باز کردم
به نامت عشق را آغاز کردم
چو دستم را به دستانت سپردم
ز شوق روی تو پرواز کردم
-اعظم کلیابی
-بانوی کاشانی
ای که نورت روشنای خانه است
مهر تو دلگرمی کاشانه است
ای پدر ای علت بود ونبود
تا ابد نام تورا باید ستود
اعظم کلیابی
بانوی کاشانی
عشق گاهی سخت وشیرین میشود چون هندسه
جمع دارد ضرب دارد من از آن منها شدم
-اعظم کلیابی
-بانوی کاشانی
ما عشق به میهن و به پرچم داریم
هر چند به دل غصه و ماتم داریم
در کشور ما مجال خندیدن نیست!!
همواره به هر زمان محرم داریم
-اعظم کلیابی
-بانوی کاشانی
اشک از چشمان من جاری شده
دل اسیر درد بی یاری شده
بس که پیچیده هوای عطرتو
گونه ی خورشید گلناری شده
-اعظم کلیابی
-بانوی کاشانی
دیگرنه مجال مانده دل را
نه شادی حال، مانده دل را
گویا که خزان رسیده ازراه
دوران ملال ، مانده دل را
اعظم کلیابی
بانوی کاشانی
سر زپا نشناسم از شوری که در جان ودل است..
نام زیبای علی حلال صدها مشکل است..
با گل نام علی دل عاشقی ها می کند..
روزوشب یادش گره از کار من وا میکند
اعظم کلیابی
بانوی کاشانی
عشق گاهی سخت وشیرین میشود چون هندسه
جبر دارد ضرب دارد من از آن منها شدم
-اعظم کلیابی
-بانوی کاشانی
لاف عشق ومهربانی میزند دائم به من
خوب میدانم زبانش با دلش یکرنگ نیست
اعظم کلیابی
بانوی کاشانی