برگردان شعر کوردی
زیبا متن: مرجع متن های زیبا و جملات برگردان شعر کوردی
با مرگ من،
سکوت تو پایان مییابد!
من این شعر را
گواه میگیرم،
که بعد از مرگم،
تو به سخن در آمدی!
فاجعه است، فاجعه!
وقتی که فریاد و نالهی مستمندان
قلب و روح و وجدان
هیچ صاحب منصبی را به لرزه در نمیآورد.
از پشت نردهها،
به رهگذران مینگرند ـ
گلهای باغ!
شکستن رسوم و سنن،
نترسیدن از طعنه ـ
دوستت دارم!
نوای شمشال،
برخواست از بوکان ـ
قالهمره!*
---------
* استاد "قادر عبدالله زاده" متخلص به "قاله مهره"، استاد بیهمتای شمشالنوازی اهل بوکان
از دروازهی شهر،
تا مرکز شهر ـ
زیبایی زن!
جار بزن در شهر،
تا همگان بدانند ـ
قاتل منی!
شبی تماما تاریک است،
پُر کن جام عمرم را ـ
از قطرات شبنم!
دانههای باران،
میبارد به پاییز عمرت ـ
بهاران بوسه میروید!
شبهای دوری تو،
بسیار تاریکترند ـ
از قلبِ حکمرانان!
تا دود سیگار خاموش نشود،
صدای خوشی بلند است ـ
مردی در توالت!
اصل و نژاد زن،
میرسد به ـ
درختان انار!
ماندن آنها،
از اشتباه ماست ـ
فاسدستان این وطن!
درخت گردوی هورامانم،
چهار فصل سال ـ
برگ سبز میریزم!
-----------
* اورامان یا هورامان، نام منطقهای کوهستانی در غرب ایران و شرق عراق است که ساکنان آن کُرد هستند و به گویشهای هورامی تکلم می
با دیدن تو دانستم،
مادرِ زن ـ
یک فرشته است!
بزرگترین گناه،
شکستن دل زن است ـ
حماقت مَرد!
در سایهی گل چیدن،
نشکفت ـ
نماد عشق!
دست به زانو نشسته است،
نومیدی میچیند ـ
چشمان تو!
شاعر: ناصح ادیب
مترجم: زانا کوردستانی
آخ که چه تلخ است،
روایت دراماتیک انفال!
نه با شعر توانش شرح داد
نه با مقاله و سخنرانی...
انفال زخمیست کاری،
بر پیکرهی وطن.