متن تک بیت
زیبا متن: مرجع متن های زیبا و جملات تک بیت
با دلت حسرتِ هم صحبتی ام هست، ولی
سنگ را با چه زبانی به سخن وادارم؟
روزگارا ! بـرده ای دل را سـرِ بازارِ عــشـق
لیـک نـفروشم دلـم را با دو "جانـم" گفتنی
چنان گرفته دلم از جهان مثل سکوت
که اگر به نام صدایم کنند می شکنم
از نمک نشناس ها آزار دیدن سخت نیست!
درد دارد خوردنِ زخم از نمک پروده ای...
گفتم که خطا کردی و تدبیر نه این است
گفتا چه توان کرد که تقدیر چنین است
تو را ای چرخ بسیار آزمودم
همانی و همانی و همانی!
میرود قافله عمر به سرعت امروز
ما در اندیشه آنیم که فردا چه کنیم
زیر پای بی کســـی از درد نالیدم ولی
رفتی و آواره کردی مهوش فرزانه را