متن زخم عمیق
زیبا متن: مرجع متن های زیبا و جملات زخم عمیق
ماه رفته و من مانده ام و تنهایی
ای شبِ خستهٔ من کی به سحر می آیی
پشت هر خاطره ام زخمِ عمیقی پیداست
کو پناهی که شود مرهم این رسوایی؟
خستهام، خستهتر از حال پرستو در باد
بیقرارم، تو مگر بال منِ شیدایی؟
این دل افتاده در آغوش غمت...
چو زخمِ ام که دو صد بخیه در محل دارم
هنوز تازه ام و رنگِ چون لعل دارم
برای با تو نشستن هنوز هم که هنوز
شراب کهنه و یک جرعه هم غزل دارم
نه جنگجوی نبرد دلم نه افسرِ عقل
فقط دو زخمِ عمیق از تو در بغل دارم...
قلب مهربان زخم فراوان دارد
دو گروه از مردان
هیچگاه به زندگی عادی باز نخواهند گشت،
آنان که به جنگ رفته اند،
و آنان که عاشق شده اند...!