متن ستم
زیبا متن: مرجع متن های زیبا و جملات ستم
آمدم سر بزنم به فصل سنگین سکوت
به تن زار و نزار دل غمگین هبوط
جامه سرخ جنون سوخت به هنگام طلوع
تلخی خنده ی مستی به هنگام شروع
که غباری نشست بر دل دیوانه ی من
مثل سیلی که برد را مش کاشانه من
بغض گرمی که در حنجره...
خداوندا خداوندا خدایا
خریداری دل بشکسته آیا؟
ببین از ظلم ظالم زیر تیغیم
همه محتاج لطف بی دریغیم
چیزی بگو مگرنموده ام زنا وجنگ ها
که این غصه ها همیشه میزند مرا به سنگ ها
ناراحتم من از درون خود ز دست غصه ها
ناراحتم چو بحرها ز دست آن نهنگ ها
آهوی دل میان جنگل ستم فتاده است
دقت نمی کند حضور وحمله ی پلنگ ها
تا...