آنقدر عطروبوی پیراهنت عمیق هست که یقین می کنم بابهارآمدی که دلمراببری.
وطن لازم نیست حتما سرزمین بزرگی باشد!! گاهی مساحت کوچکی است در حد فاصل دو شانه... ️️️
دل کندن از لبِ او جان کندنی ست مشکل!
کاش انگشتانت گِره میخورد به دستانم دلت پُر میشد از عشق من آن گاه دنیا خلاصه میشد در آغوشِ مردانه ات
. ای که در دل جای داری بر سر چشمم نشین.. ️️️
بی آنکه بخواهم تمامِ من شده بودی . ️
In every moment of my life there is trace of you در هر لحظه از زندگیم یه رَدی از تو هست️ ️️️
کشف کردم چشمت از هر الکلی گیراتر است راضی ام از این که کشفِ دستِ رازی نیستی... .
ترس دارد.... بی تفاوت شدن به آدمی که تا دیروز جهان تو بود...
عشق جانم هر چی ڪہ بشہ پای تو و عشقت میمونم ️️️
دلم یک گوشه خالی از دلهره میخواهد خالی از نبودنت... هی بیدار شوم و باشی هی بخوابم و بمانی!
جان بہ لبم می ڪند. این چشم ها زودتر از صبح.. بہ سراغم می آید و بہ خیر می ڪند صبح هاے دوست داشتنت را... ️️️
صدای خواب آلودت، بهترین زنگ بیداری من در اول صبح است..
همان جای همیشگے، منتظرت خواهم ماند .. بارانی که، میبارید را که یادت است؟ همان جا دقیقا همان جا میخواهم ببوسمت ... ️️️
خوبم؛ خیلی خوب، مگر میشود به فکر تو بود و خوب نبود؟ راستی تا یادم نرفته بگویم: دوستت دارم...
. مرا در آغوش بگیر که هیچ کجا،خانه ی خود آدم نمیشود... ️️️
من از میانِ میلیاردها انسان فقط تو راخواسته ام ... تویی که هزار سال هم بگذرد ؛ نه انکار می شوی نه فراموش !
عصرها..️ فنجان خیالم پر میشود از بوسه های داغی که به لب های تو می اندیشد نزدیک تر بیا یک فنجان چایی خستگی مرا بدر نمی کند ...!️ ️️️
کدام واژه را انتخاب کنم ؟ که بفهمی... دوستت دارم هایِ من، با آن ها که شنیده ای فرق دارد... ️️️
شب ها جان میدهم برای عطر نفس هایت شبها برای شیدایی کردن آن هم برای آغوش تو جان میدهم... ️️️
چنان موافق طَبع مَنی و در دلٍ من نشسته ای که گمان می بَرم در آغوشی ...️
آغوشِ تو ، همان امنیتی است که یک جهان از خواستنش دم میزنند ...! ️️️
چون تو دارم ️ هر چه دارم زندگیست.!
آدم های دیگر را نمی دانم در من اما ، اولین حسی که هر روز صبح بیدار می شود دوست داشتن توست ! ️️️