هیچ کجا
زمین نمی ماند
درد بی صاحب عشق!
همیشه بی نقطه ی پایان
به نقطه چین سکوت
می رسد ...
هر روز برای ماندن
لباس عوض می کنم
مرگ اما
همیشه یک پیراهن
بیشتر از من
پاره می کند ...
غصه ها
چون ناخن شکسته
زندگی را نخکش می کنند...
پدر
نسخه ی پشتیبانی
بی پایان است
از حافظه پنهانی
پاک نمی شود ...
خط فاصله ها را
اگر رعایت نکنم
فاصله ها
به سوی ام راه می افتند ...
زمان را همراهی کن
روزها بی توقف
به مقصد می رسند...
نگاه دوخته ام به آسمان
اگر قیچی شود
زمینم وزن می گیرد ...