متن احساسات پیچیده
زیبا متن: مرجع متن های زیبا و جملات احساسات پیچیده
در قلبم مرگ عشقت را نوشتم
اما با هرتپش برایت زنده ام💔
چشمِ چشمه، چاشنیِ چرخِ چراغان شد مرا
چون چراغ از چهرهٔ خورشید، پنهان شد مرا
باد با باران به بازی بست بال و بالکم
بر بلورِ بیقرارم برقِ طوفان شد مرا
خونِ خاموشِ خراسان خنده زد بر خاکِ خُلد
خارِ خُلق از خویشتن چون خنجرِ جان شد مرا
موجِ مستی...
تنهایی آدم های برونگرا را می شکند و شکستن آدم های درونگرا را تنها می کند.
خوابم زخمی است
خجالت روی شانههایم میافتد
و بوی تو، سرد و نرم، در رگهایم میچرخد
زیر چتر تنهایی
باران را قدم میزنم
بیآن که دفتر خاطراتت تکان بخورد
و من
در میان سکوت
و فاصلهها
به دنبال واژهای میگردم
که دوباره
دستها و بدنهایمان را
به یکدیگر پیوند دهد
راه میروم برطناب دار دوست داشتنت
یا مرا به به دار خواهی آویخت
ویا قاضی عادلی خواهی شد
ودر دادگاه محاکمه قضاوت خواهم شد
من خط خطی میشوم هر روز:
در سکوتِ نگاهم؛
در چروکِ چشمهایم...
در سیناپس های توو در تووی خیال
پژواکِ گامهایت
رقصِ جنونآمیزِ ذراتِ کوانتومیست
عشقِ ما، نه خطی، نه دایره
تلاقی انتگرالِ بینهایتِ احتمالات
در گسترهی مهآلودِ عدم است
بریل تنم را که لمس کنی
تب ام آتش میگیرد
پلک میزنی، الگوریتمِ نویی متولد میشود
پر از کُدهای حسِ نابِ تو...
پیامِ «عاشقت هستم؛ عزیزم»
برایم حالتی، شورشنوا بود
گاهی بادیدن بعضیها به بدبودن بدترین کسی که تا آن زمان میشناختی شک میکنی.
بمون ولی بخاطر غرور خسته ام برو
برو ولی بخاطر دل شکستهام بمون
تو رو نفس کشیدم و به گریه با تو ساختم
چه دیر عاشقت شدم
چه دیرتر شناختم
تو با منی و بی توام
ببین چه گریه آوره
سکوت کن
سکوت حرف آخره
اگر برای افراد وقت زیاد می ذاری***بدون که تو زندگی ابهتی نداری
وجهه ای تو نداری علامه هم که باشی***خواستنی وقتی می شی وقت نداشته باشی
گذر کن از روزایی که صاف و ساده باشی***لازمه گهگداری توی جلسه باشی
اینا را گفتم بهت از بقیه سوا شی***ستاره ای تو بین...
اری گناه میکنم،
آن دم که در خیال خود.
محکم در آغوش منی.
آدم مست
چی شد به کارت نمیام
که هی منو پس میزنی
یکی نهایت به خودت
صدتا به هر کس میزنی
یه روز ازت دس میکشم
عکستو برعکس میکشم
تو رو توی خاطره هام
یه آدم مست میکشم
دلم تنگه از دنیا و عالم چقدر سرد است این عالم، به کسی نمی شه دل بست به کسی نمی شه اعتماد کرد، حرف دل و دیدن خیلی فرق داره،، من باید شرایط شما رو درک می کردم و بعد دلداده می شدم، من شاید مغرور باشم ولی خیلی از...
برای درک بهتر گاه گاهی رو به آئینه
تماشا کن خودت را با جنونم آشنا باشی
مرا قانع نخواهد کرد حتی کل آغوشت
مرا باید بپوشی، با تنم در تنگنا باشی
اگر مستی فراتر رفت از حدش، پشیمانیست
کمی از خوبی ات کم کن به قدر اکتفا باشی
بیا دیوانگی...