امشب مرا مجال آن هست که...

زیبا متن: مرجع متن های زیبا کوتاه

امتیاز دهید
0 امتیاز از 0 رای

امشب مرا مجال آن هست که غم‌بارترین سطور را بنگارم.

چونان که بنویسم:
«شب، به‌سان آبی ژرف، آکنده از اختران است؛
و ستارگان، از دوردست‌های لرزان، می‌درخشند…»

نسیمی شب‌گرد، در آسمان، پرسه می‌زند
و غمی کهن‌سال را در گوش فلک نجوا می‌کند.

آری، امشب می‌توانم غم‌انگیزترین سطرها را بنویسم—
چه من، او را دوست می‌داشتم؛ و گاه، او نیز مرا دوست می‌داشت.

در شب‌هایی به این تلخی،
پیکرش را در آغوش خویش می‌فشردم؛
و زیر سقف بی‌انتها، بوسه بر لب‌های خاموشش می‌نهادم.

او دوستم می‌داشت—گاه، من نیز دلبسته‌اش بودم.
و چگونه دل می‌توانست نلرزد،
در برابر آن دیدگانِ خاموش و بی‌پایان؟

...
اینک، این واپسین رنجی‌ست که از او به دوش می‌کشم؛
و این واپسین مصرعی‌ست که برایش فرو می‌ریزد.

پابلو نرودا
ZibaMatn.IR
غ
ارسال شده توسط

تفسیر با هوش مصنوعی

نویسنده در شبی غمگین، از عشق از دست رفته‌اش می‌نویسد. یاد خاطرات شیرین گذشته با معشوق، همراه با درد جدایی و فقدان او، احساسات عمیق غم و اندوه او را به تصویر می‌کشد. این شعر، مرثیه‌ای برای عشق از دست رفته و آخرین نوشته برای اوست.

ارسال متن