تو قدر مطلق منی ، در آغوش تو احوالم همیشه مثبت است ....️ ️️️
نوازش کن مرا و ببین چگونه تا ابد فدای آغوشت می شوم! ️️️
نه هرگز نفرینت نمی کنم فقط می خواهم آنقدر سرو شوم که تو حتی نتوانی سایه مرا در اغوشت بگیری ! .
به گلو بغض و به لب اشک و به آغوشم درد شانهای نیست ولی شکر که دیواری هست!
دور نباش در این دنیاے ڪوچڪ در این آغوش دنج نزدیڪتر باش، از روح بہ جان نزدیڪتر باش، از جان بہ تن نزدیڪتر باش، از تن بہ من تو خود من باش... ️️️
زمستان سرد نیست درد است وقتی دست هایم تنها خودم را به آغوش می کشند !
از پشت پنجره اولین برف زمستانی را نگاه میکنم خانه گرم گرم است اما بدنم از سرما میلرزد نمیدانم از برف است یا از تنهایی برای خود چای میریزم پتو را بدورم میپیچم شاید کمی گرم شوم بی فایده است دستانم پاهایم چون تکه ای از یخ سرد سردند به...
دنیا برای دیگران من به اندازه ی آغوشت زندگی میکنم
آن بهشتی که همه در طلبش معتکف اند من کافر همه شب با تو به آغوش کشم...!
شب زیباترین ترانه می شود وقتی اغوشت را به من میسپاری و مرا در بستر گرم اغوشت میفشاری... ️️️
شنبه ها بیا در آغوش بگیر مرا کمی ببوس و نوازشم کن تا هفته با خیال شنبه ها به اتمام برسد
من پُر از دوست داشتنِ توام پر از ذراتِ معلّقِ عشقت پر از آغوشی که الگوی قد و قوارهی توست و حجمِ تنِ تو را در خودش گود انداخته است من مسئولِ خواستنِ توام و سرودی از این بهتر برای سرودن ندارم
جای جای این زمین هوآیش به هوآیِ آغوش تُ نمے رسد
گاهی هم دروغ خوبه مثلاً میگم سردمه تا به این بهونه درآغوشم بگیری
جای جای این زمین هوآیش به هوآیِ آغوش تو نمے رسد
بعضی صداها را باید در آغوش گرفت مثل یک دوستت دارم از زبان تو
این ولنتاین، من مشتاق بوسههای شیرینت، آغوش گرمت، و جادویی که قلبهای ما را به یکدیگر پیوند داده هستم.
هیچ راهی دور نیست ، وقتی جهانم ، آغوش توست . ️️️
و شب نام دیگرآغوش توست وقتی که در حسی باشکوه میان اندام خاموشت خواب می روم ... ️️️
من سرمازده را گرم در آغوش بگیر به هوای بغلت بود که سرما خوردم
یا چشم بپوش از من و از خویش برانم یا تَنگ در آغوش بگیرم که بمیرم
چمدانت را ببند... اینجا آرامش در سرزمینی عاشقانه چشم به راه توست... سرزمینی به نام آغوش من...
تمام آغوشم را برایت باز می کنم قلب من... وقتی در مجاورت قلب توست آرام میگیرد ️️️