بیو عاشقانه
زیبا متن: مرجع متن های زیبا و جملات بیو عاشقانه
ازدست تووقلب خودم خسته شدم ازعشق توکه باعث میشه گریه کنم ازدست توکه هردفه یک سازمیزنی هه دلت خوشه که دم ازاحساس میزنی ازدست دلم که مجنونته شاکیم یه لحظه هافکرمیکنم میدی بازیم
یادم نمیکنی و ز یادم نمیروی
یادت بخیر یار فراموش کار من
قصه عشق
از ازل قصه ی عشق بر سند دل زده اند
عاشقان را عقل نیست ، چون عاقلان می زده اند
در نبرد عاشقی نیم بیشتر خونین جگر
آنان که شیطان صفت اند از پشت خنجر زده اند
سینه به سینه دست به دست گشته کتاب عاشقان
آنان که...
بیا به پنجره ی قلبم بنگر
به شعر عاشقانه در آن بنگر
آنجا عشق تو در هر نفسی دمیده است
و در سکوت عشق، صدای تو می رقصد.
دل تنگ تو ام
مثل کودکی که
روز اول مهر می گرید
از رفتن مادرش
من نیز
از مهر، نه ،
از بی مهری می گریم
حجت اله حبیبی
ولی من هنوزم دوسش دارم..
هرکاری میخوای بکن تنهابامن قهرنکن تنهایی می کشتم زندگیم زهرنکن حتمامیدونی گلم مرگ دله رفتن توهرچه می کنی بکن هرچه فقط عشقم نرو
چشمهای تو پاییزند
در برگ ریز این خیابانها
چه لبخندها که سرخ می ریزند
در بوسه باران
بر سنگفرش ها
لبانم را نارنجی می کنم
ترانه می خوانم
قدم زدن با تو می چسبد
در یک عکس سلفی...
........
فیروزه سمیعی
تا تو
راهی نیست .
حجت اله حبیبی
بهار می شکفد
پشتِ قابِ خاطره ها
حجت اله حبیبی
پاییزدل
برگها می ریزند
شاخه ها غمگینند
خش خش برگ زند داد که ای راه گذر
پا مزن برسر من
من زمانی چون گل
شادوخندان بودم
من زمانی بودم
سایبان در گرما
لیگ زد آتش بر هستی من
بی وفا سردی و دل مردگی پاییزی
من زپاییز و خزان بیزارم...
رفته ای
باز دلم
نام تو را می کوبد .
حجت اله حبیبی
اگر زمین و زمان هم
پیله کنه
من پروانه می شم .
حجت اله حبیبی