درسرزمینم زنان به اسارت دست مردانی درآمده اند به نام تعهد
دلبسته شدن حس قشنگی است ولی نه بگذار که با بی کسی ام انس بگیرم ...
دلم از نبودنت پر است ، آنقدر که اضافه اش از چشمانم میچکد !
آغوش تو برای زمستان من بس است
سرما را مجال حرف نیست ازگرمی حضور تو
رابطه ای که توش التماس باشه … ساعت ۹ بزارین دم در خونه تا شهرداری ببره …
پرنده ای نفرین شده ایم که سهممان از پریدن تنها در بازی کلاغ پر است…
کلمه ای وجود نداره تا بتونه شدت دلتنگیمو برات توصیف کنه ️️️
و از تمام جهان... سهم من تو باشی و بس ️️️
باز شب شد در خیالم مقصدم آغوش توست ... ️️️
امشب کم توقع شده ام ! آرزویم کوچک است و کم حرف ، هیچ نمیخواهم جز ”تو”
مردم اینجا چقدر مهربانند ، دیدند کفش ندارم ، برایم پاپوش درست کردند
سیاهی لبهایم از سیگار نیست…! سیاه پوش هزار حرفه نگفته است…
خاص بودن توی مغز اتفاق میفته ، نه توی عکس !
برف ببارد یا باران برای باور زمستان همین جای نبودنت کافی ست !
من عاشقی کردم تو اما سرد گفتی از برف اگر آدم بسازی دل ندارد !
بی تابی نکن ! هی نپرس پس کی برف می بارد ؟ موهای پدرت را نگاه کن …
برف میبارد و همه خوشحالند و من غمگین … دارد رد پاهایت را می پوشاند برف !
عشق تو تصاویر بهارانه ی چالوس پر دلهره مانند زمستان هراز است
معرفتی که تو داری ، هیچ کس نداره تولدت مبارک رفیق جان با معرفت
کاش به جای اینکه دستی بالای دست بود ، دستی توی دست بود …
تو زیباترین اتفاق زندگیمی
دوست جون جونی بهمن ماهی تولدت مبارک تو همیشه بهترینم میمونی
بغض تو گلوته و لبخند رو لبت.. ازین تراژدی سخت تر مگه هست؟