تو نباشی جهانم سرد است.
کاشکی سر بشکند، پا بشکند، دل نشکند سرگذشت دل شکستن بود و بس جانکاه بود
دنیا رو بِهِم بِدَن یه تارِ موت که سهله فکرتم به کسی نمیدم
دن کیشوت: به کدام دچاری؟ جنونی خردمندانه یا سلامت عقلی ابلهانه؟
عشق به تمام موجودات زنده شرافتمندانه ترین و باشکوه ترین ویژگی انسان است.
لذت نگریستن و درک طبیعت برترین نعمت است.
برگهای کتاب به منزله بالهایی هستند که روح ما را به عالم روشنایی پرواز میدهند.
روزی اگر سَهمِ کسی بودی دعا کن؛ من کور باشم، کور باشم، کور باشم...
مرا بی تو قراری نیست
همه دنیای من تویی
جان در قدمش کنم که آرام دل است...
دراندک من تویی فراوان
مرا که کشت خدایا، دوباره زنده مگردان که مُرده طاقت جان کندن دوباره ندارد .
از وقتی تو برآورده نشدی دیگه هیچوقت آرزو نکردم
ساحل دلتو بسپار به خدا... خودش قشنگترین قایقو برات میفرسته!
ترسم این است نیایی نفسم تنگ شود نقش رویایی تو هی کم و کمرنگ شود .
رَسم تو عاشق کُشی ، شیوه من عاشقی ؛ تیغ زدن شُغل تو ، کُشته شدن کار من ...
گاهی گذشت میکنیم گاهی گذر ؛ کاش لااقل تفاوت این دو را می فهمیدند
چنین فصلی بدین عاشق نوازی ، خطا باشد خطا بی عشق بازی ...
آنچه آدم را پیر می کند نگاه به گذشته و حسرت فرصت های از دست رفته است.
همیشه خط باریکی میان ایمان عمیق و تعصب وجود دارد.
برای به دست آوردن چیزی مهم باید هزینه بپردازی، این قانون دنیاست.
چرا باید بسازی و بسوزی.
دل دادم و بد کردم یک درد به صد کردم وین جرم چو خود کردم، با خود چه توانم کرد