من بی تو در غریب ترین شهر عالمم بی من تو در کجای جهانی که نیستی
من یهبیاحساسم، چون همه احساساتمو صرفِ اون بیاحساس کردم :))
باید صدای موزیکتو انقد زیاد کنی تا صدای مغزتو نشنوی.
آنقدر خوب و عزیزی که به هنگام وداع، حیفم آید که تو را دست خدا بسپارم.
بعضی وقتا صدای ی نفر میتونه مث ی مسکن قوی باشه واسه همه خستگیات!!!
یک رابطه فقط واسه دو نفر ساخته شده اما بعضی آدما شمردن بلد نیستن
تلاش کردن برای رسیدن به شخص مورد علاقتون با اذیت کردنش فرق داره بفهمین
«هشدار» مطالعه کردن باعث آسیب جدی به «حماقت» می شود!
و کوهستان به طنین آمد
بعضی مرگها را از برخی دروغها بهتر میشود تحمل کرد و پذیرفت!
اگه کسی رو از دست دادی اما خودتو پیدا کردی ، برنده ای
مرگ تو درست از لحظه ای آغاز میشود که در برابر آنچه مهم است سکوت میکنی...!
زمزمه کتاب ها شنیده نمی شود وقتی بلندگوها در دست بی خردان است.
با شیخ از شراب حکایت مکن که شیخ،تا خون خلق هست ننوشد شراب را...
جمعه و دلتنگی و پاییز و چشمی خیس اشک کو طبیب حاذقی تا درد ما درمان کند؟؟؟
یه جوری ببوسم که معلق شیم تو هوا
مثل یک رویای خوش پا گرفتی تو شبام
دلتنگ *تو* میمیرم گاهی
ما بی تو خسته ایم تو بی ما چگونه ای
خوب یادم هست پاییز بود و من کنار زخمهای چرکی انار عاشق شدم...!
کاش کاری کنیم که خستگی انتظار از تن چشم هایمان به در شود...
اوست گرفته شهر *دل* من به کجا سفر برم
تمام شب به تو فکر کردم صبح ستاره بود که از چشم هایم فرو می ریخت
میگویند فردا بهتر خواهد شد… مگر امروز، فردای دیروز نیست؟ دیروز چه کردید؟؟