وجود من ، چو قلم سر نهاده به خط توست...
فضل از غَریب هست و وفا در قَریب نیست...
از تو دلم پُر است ولی دم نمی زنم ...
دلت جای ِ دگر بود و غمت کُنجِ دلِ ما
غم میون دوتا چشمون قشنگت لونه کرده شب تو موهای سیاهت خونه کرده دوتا چشمون سیاهت مثل شب های منه سیاهی های دو چشمت مثل غم های منه وقتی بغض از مژه هام پایین میاد، بارون میشه سیل غم آبادیمو ویرونه کرده وقتی با من میمونی تنهاییمو باد می بره...
کاسه ی خیراتم اما با ترک برگشته ام ...
درست مثل همیشه اوایل خرداد دوباره حال غریبی به جان من افتاد شکوه رود و نسیمی پر از خیالی رام " برای از تو سرودن بهانه دستم داد اگرچه عشق تو هرگز به داد من نرسید دوباره از تو نوشتم که هر چه باداد ! به شوق عشق تو می...
هوشم به نگاهی برد جانانه چنین باید...
پروانه که هر دم ز گلی بوسه رباید این طبع هوس جوی ندارد که تو داری
شب این سر گیسوی ندارد که تو داری آغوش گل این بوی ندارد که تو داری
دل به دریا زده ام ، بر لب دریاى غمت ...
بجز غوغای عشقِ تو، درون دل نمی یابم..️
خم شدن را عار می دانم، دعا کن بشکنم...
ممنوعه ی من جان منی،میدانی؟
کس به چشمم در نمی آید که گویم مثلِ اوست...
در علم نجوم باز تجدید شده این مرتبه هم دچار تردید شده بانو بِگذَر از جلوی شیخ محل تا این که بر او حتم شود عید شده
از روزِ عزا گرفته تا عید سعید از حوزه ی قم بگیر تا هر گوشه و هر زمان تو را می بوسم تا کور شود هر آنکه نتواند دید!
بی تو دلتنگ ترین حادثه ی قصه منم...
ملکی که در آن ظلم شود، دیر نپاید...
کلُّ مُرٍّ، سیمُرُّ.. هر تلخی و مرارتی، خواهد گذشت..
پرچم حُسنِ حَسَن در همه عالم بالاست...
هر کجا مهر تو تابد،سحرت می گردم...
چرا از زخم دل ، زور کمان خود نمی پرسی؟
بِسوز ای دل که تا خامی نیاید بویِ دل از تو..