انقدر سختی نکن... نزدیک تر بیا... بگذار نفسِ حبسِ سینه ات لب هایم را زنده کند این همه تاریکی دلیلی ندارد شب را برای بوسه آفریده اند...
اینجا من بستگی دارم به تو تا وقتی کنارمی دلم قرصه و غرق در آرامشم
شانه کلمه ی به شدت عاشقانه ای ست! که فرقی ندارد مال تو باشد _که بکشم به موهایت یا مال من _که سرت را بگذاری رویش!
معجزه را وجود فردی می نامم که می شود در آغوشش عالم و آدم را از یاد برد
صدایش میزد هوا، میگفتم مردم میگویند نفس تو میگویی هوا؟ میخندید و میگفت: هوا که نباشد تو هر چقدر هم نفس نفس بزنی مگر فایده ای دارد؟ خلاء است، میمیری ...
بیا لباس هم باشیم دکمه دکمه رویِ تن هم بوسه بدوزیم دلم می خواهد دستِ من در آستینِ تو باشد دستِ تو در آستینِ من طوری که عطر تنمان گیج شود و آغوش، نفهمد چه کسی آن یکی را بیشتر از آن یکی دوست دارد راستش را بخواهی من از...
خنده هایت احیاء می کند... تک تکِ سلول های مُردهِ تنم را...!
گاهی بیا.. گاهی جوری عاشقانه بیا... که بی آنکه ببینمت. و بی آنکه حضورت را لمس کنم. آنچنان غرقِ عطر آغوشت شوم که از تبسمِ عشق خدا هم به این همه عشق و به این همه دوست داشتن.. حسودی اش شود.. بعد هر جا که دلت خواست برو.. فقط گاهی...
،داشتنت باید مزه ىِ توت فرنگى بدهد یا انار گلپر زده، یا آش رشته مادر بزرگ تو غروب هاىِ جمعه داشتنت باید بوىِ یاسِ رازقى بدهد، یا بوىِ خاکِ باران خورده نمیدانم ما که نداشتیم! اما داشتنت باید چیزِ خیلى قشنگى باشد
زیبایی چشمانت را بخشیدم به روز های باهم بودنمان تو هر روز دور میشوی و زیباتر و من هر روز افسرده و دلتنگ تر باید تو را در میان واژه های درهم ذهنم به زنجیر بکشم !
هر صبح دل خوشم به نسیمی از نفس های تو و دستانت که آرام آرام در لا به لای موهایم به حرکت در می آید ...
چشمانت، کافیٔین عجیبی دارد خالص و ناب است، وقتی نگاهشان میکنم خواب را از سرم، می پراند ...
هیچ شاعری عاشقانه هایش را برای هیچ زنی اتفاقی نسروده است زن ها زمانی واقعا زن میشوند که مردی را شاعر کرده باشند برای فهم عشق باید به یک زن متوسل شد ... آن ها زیبا و شاهکارند ساده اند ساده هم کنارمان میمانند ... اما دلشان نازک است دست...
برایش جایی پنهانی نوشته بودم: «با شما همه چیز زیباتر است دل یار من؛ شب ها روشن، کلاغ ها رنگی و زندگی مثل همان شربت آلبالوی خنکی که وسط چله تابستان زیر نور تیز آفتاب خورده می شود. با شما دوست داشتن چیز مطلوبیست»
من بی تو یک واژه ی ساده بیش نیستم اما کنارت، همچون یک کتاب عاشقانه آرام میشوم ورق بزن مرا که سطر به سطرم پر از دوستت دارم است ...
چشمانِ خیسَ ت را می بوسم نازنین ؛ دلواپسِ آینده نباش ! این شب ها می گذرد و می رسد روزی که در آغوشِ هم از سرِ شوق ، گریه سر می دهیم.
♥ تو ♥ ️ قافیه ای هستی که آمده ای . حال مرا ردیف کند....
خانوم تو را باید کمی بیشتر دوست داشت کمی بیشتر از یک همراه کمی بیشتر از یک همسفر کمی بیشتر از یک آشنای ناشناس! تو را باید... اندازه تمام دلشوره هایت اندازه اعتماد کردنت زن شدنت تو را باید با تمام حرف هایی که در چشمانت موج میزند با تمام...
سوگند به نامت که تو آرام منی...
بیا با تار جان پیمان ببندیم بیا تا پای جان با هم بمانیم
خوشبختی یه روز غافلگیر کننده اس مثل همان روزی که تو اومدی تو زندگیم
عاشقی کردن فقط با تو به دل میشینه
صبحت بخیرهایت را طوری بگو ڪه عزیزم ها و جانم هایش آزاد شود و بریزد به رگ هایم
دوستت دارم” هایت را به کسی نگو نگه دار برای خودم من جانم را برای شنیدنش کنار گذاشته ام ... ️