قدم به قدم ساحل را می گشتم شاید جایی پیدایت کنم دریا همچنان آرام بود و دلم ناآرام سنگین تر می شد آه دلم گویا حوصله دریا هم سر میرفت از هر چه آشوب که بیرحمانه خط های صورتم را به رخش می کشید جوری شد دل دریا هم ناآرام...
بوی شمال بوی شالیزار این روزها با عطرتو تمام من را پرکرده است من با تو و با هر چه نشانی از تو دارد رویاهایی می نویسم که با هر بار خواندش دلم میلرزد می خواهم هر ووز دوست داشتنت را دوباره یاد بگیرم تا هر چه در این دنیا...
هوس داشتن تو گرم است و شیرین مثل خوردن یک لیوان چای داغ توی جنگل هوس داشتن تو به دل آدم می چسبد مثل قدم زدن روی ماسه های ساحل و تصور هر عاشقانه ای هوس داشتن تو میماندمثل رفتن به شمال جوری جاده ها خیره ات می کنند انگار...
سالها نداشته هایم امانم نداد که داشته هایم را تک تک به یاد بیاورم و صبوری کنم برای زندگی تا اینکه تو آمدی آمدی و یادم رفت قبل از تو همه آن نداشته ها را ... . .
تو یعنی همان روز همان ساعت که کنارم نشستی و جسورانه نگاهم را از آن خود کردی تو یعنی همان نگاه همان صدا که با خودت آوردی و بی اجازه فرصت فکرکردنم را گرفتی تو یعنی تمام خوشبختی هرروز هر لحظه که دستانم را میفشاری و یادم میسپاری خوشبختی یک...
چه حکایت شیزینی میشود چای باشد قهوه باشد کافه باشد تو هم باشی و باز کلی حواس پرت آنقدر که کافه چی هم پرت دنیای ما شود ... .
یادم نیست چند بار خوابت را دیده بودم اصلا یادم نیست چند بار با رویای کسی چون تو به خواب رفته بودم هر ساعتی که میگذرد میخواهم هزار بار سیلی بزنم به صورتم آنقدر محکم که چشمهایم باور کند تو تعبیر همه خوابهای منی که دارمت شاید آنهایی که بارها...
هزارباره نگاهت کردم و باز نگاهت تنها نشانه عشق بود دراین دیار گریزی نبود من بودم و دلی مجنون که فاصله ها فراتر رفته بود از مرزهای جنون من بودم و تنها یک نشانی در دست خانه ام همان خانه ات بود ونشانی ام تا همیشه همان نشانی تو ......
نبض گرم تنم وابسته ست به رگ چپ قلبت
عشق سعدی یک طرف، معشوق حافظ آن طرف! عشق من اما ز آن دو سرتر و زیباتر است...
ای ز تو صد کام دلم یافته می طلبد دل ز تو کامی دگر
فقط تو اجازه بده️ تا من یکی ، برایت همه باشم ...!
صبح هایم بوی تو را میدهند بوی عشق را بوی پروانه های رنگی وسط طاق آسمان چشمانت بوی زندگی .. میون پریشانی نگاهم که خانه میکنی دلم پر می کشه از حس بودنت و رنگ میگیره جهانم از هر چه زیباییست .. باز هم لبخندت را مهمان چشمهای من کن...
لحظه هام کنارت بویِ خوشبختی میده.. ️️️
نباشم در جهان تا تو نباشی یارِ من
جمعه ها همه چیز تعطیل است الا دوست داشتن تو
به من تکیه کن ! به دنیای وارونه ای که آنقدر سَگ دو زده - از اولین خیانتِ انسان - در مدارِ کج تابیِ خدا - تا همین سیگارِ بی نفس - که انگار توپِ فوتبالی زیرِ پاهایِ " کریستیَن " به من بچسب ! با من غریبه نباش !...
تو جات تو شاه نشین قلبمه
دموکراسی بین من و تواین است ... که همیشه ودر همه چیز... حق با چشم های توست️!
همه چیز را که نمی شود نوشت ..! بعضی دوستت دارم ها فقط لب مرا میخواهد و گوش تو را️ که بی فاصله بگویم : دوستت دارم ...
لحظه ها را دریاب چشم فردا کور است ️️️
️ بیاتاروےچشم بنشانمت کہ من بےنهایت دوستت دارم ️️️
خوب ڪُن حالِ دلم را به آغوش بکش مرا تو تنها طبیبی هستے که برایم دستش شفاست
نیازم به صبح نیست ؛ همین که تو باشی خیر است که از سر و کولِ لحظه هایم بالا می رود... ️️️