متن اشعار نسرین حسن زاده
زیبا متن: مرجع متن های زیبا و جملات اشعار نسرین حسن زاده
پر از شور و شوق
چون کودکی ،،،
عروسکِ خیالم را
در آغوش می کشم ،
گوشه ای در کنجِ دل می نشینم
برای خاطره بازی !
آنقدر نیامدی که
ثانیه ها بی تو ،،،
پروانه شدند در
پیله ی انتظار !
ماه مهر و چتری زِ عشق ،
جاده ای در پیش رو ،
دست دهیم به دستِ مهر ،،،
در جوارِ حضرتِ پاییز ،
برویم مکتبِ عشق !
ابر از غرش و فریاد آسمان می گرید ،
دلش غمبار ،،،
گریه هایش بی امان و های هایش ،
پر زِ رگبار !
کاش زیرِ گنبدِ کبود
دو تا بود ، یکی نبود
اونی که بود من بودم و تو ،،،
و اون که نبود ،
تنها وهم و خیالِ
بی تو بودن بود !
کاش برسد
سیبِ کال و
نارسِ آغوشِ تو ،،، !
تک بیتی
شمیمِ عطرِ تو ،،،
چون می آورد نسیم
زِ عطرانه اش گَرَم
بمیراند چه بیم !
باران که می بارد ،
میروم جایی کنجِ
خلوتِ دل می نشینم ،،،
زیرِ سایه ی خیالت
دانه دانه ،
مرواریدِ اشکهایم را
به زنجیرِ عشقِ تو ،،،
می آویزم .
آهای قاصدکها ، بادِ هرزه گرد را بگوئید :
آهسته تر قدم بردارد ،
گندمزار آبستنِ
خوشه هایِ عشق است !
بوسه های کالم را
بر بالِ قاصدکها می نشانم ،
رها در باد ،،،
کنجِ لبهایِ تو ،،، می رسد
سیبِ کالِ بوسه هایم !
من عابرِ تنهایِ کوچه پس کوچه هایِ دلتنگی ام
در پیِ نشانی از تو ،،، تمامِ شهر را قدم میزنم .
نیستی ! اما ،،،
به دلم قول داده ام که تو ،،،
روزی خواهی آمد و بهار را به باغِ خزان زده ی
دیدگانم خواهی آورد !
شبی در صدفِ خالی از رویای باران
خیس بود اما در خیالم تنِ سردِ خیابان
عطرِ مریم های احساس بود و اشکِ اقاقی
می چکید بر تنِ تبدار و شبهایِ عریان
نقشِ آغوشِ تو را میشه نقاشی کنم ؟
بوسه ات بر لوحِ دل میشه حکاکی کنم ؟
وَز تمنایِ دلم موجِ گیسوی تو و
بحرِ مواجِ تو را میشه صحافی کنم ؟!
شبنم اشکِ چکیده از
بغضِ باران است بر
گلبرگهایِ خشکیده ی احساس !
✒ نسرین حسن زاده ( آتریسا)
تو ،،، عطرِ خوشِ کدام خاطره ای
که مانده در لحظه لحظه ی
خیالم هنوز !
به کرشمه ی نگاهی برده ای قرارِ ما را
تو مگر ندیده بودی دلِ بیقرارِ ما را ؟!
شعله می زند به جانم هر دم آن دو چشم شهلا
تو به چشمِ خود ندیدی حسرتِ اقاقیا را