متن وجد
زیبا متن: مرجع متن های زیبا و جملات وجد
امشب همه دلها به وجد آمد و جان شد
در خانه و میخانه پر از مهر و کیان شد
تو آمدی و نوری به دلها همه تابید
بیچاره دل من که در آن فصل خزان شد
صدایم کن:
با بازتابِ صداقت؛
تا من از حجمِ صدایت،
در وجدی شورانگیز؛
به شوقِ ناپایانِ پرواز؛
با پرِ نیاز،
پرکشم؛
آیم به سویت؛
شوم میهمانِ کویت!
اجاق دل، ز بهرِ مهرِ تو، گرم از محبّت شد!
بیا مهمان قلبم شو؛ که احساسم به وجد آری!
می ستایم خروش جاودانه ات را
در هم آوائی با طلوع آفتاب ایستادگی ات، میان طنین روح بخش تلاش و ایثار، آنجا که که مام وطنم را این چنین به درگاه افتخار به وجد و هلهله وا داشته است
مهدی ابراهیم پورعزیزی نجوا