لبخندت ... زندگی من است ، زندگی کن برای من جانم
مثل داروهای کم پیدا نبودت فاجعه ست من پر از درد توام بیمار میدانی که چیست
تویی که دفع شود صد بلا در آغوشت بیا که گریه کنم بیصدا در آغوشت...
تو امروز من و تمام فرداهای منی
به عشق تو زنده ام️ ️️️
بُردی دلُ در ڪمینِ جانی ️️️
آرام آرام چہ عاشقانہ دنیایم شدی؟ بہ راستی چه می ڪند این عشق....!!! ️️️
بعضۍ صداها را باید در آغوش گرفت … مثل یڪ دوستت دارم از زبان تو️ ️️️
به حد دریا که عمیق است وخروشان .. عشقت در من در جریان است ...
چشم هایت عجیب اند به من که میرسند پراز زندگی میشوند.......
دل غارت شد به تماشای نگاهت
حلول ماه در سیاهِ مستِ نگاهت...
لبان تو همان شکوفه انار است که در قلبم رویده
شعرهایم تا آسمان برایت قد می کشند باید روح بزرگی داشته باشی
به یمنِ حضورش زمستان م بهاران ست اِسفند
عشق تعریف های مختلفی داره اما برای من فقط تویی...
بهترین ملودی دنیاس، صدای نفسات تو بغلم...
به سودای تو مشغولم ز غوغای جهان فارغ
شبیه بارانم هرروزی که نباشی می بارم
مرا بوسیدی من شعر شدم .. تو شکوفه..
گیسوان خورشیدیت تاب دهی... بهار میشود
گونهِ اش؛ گل انداخته بود درست؛ مثل: دامن گل گلیِ اش! زیبا بود....
هرصبح سرریز میشود شعرهای سپیدم بر دفتر سیاهِ چشمانت
حوالی من،جز قهوه چشم هایت، رنگی نیست