پای شکسته گر چه به جایی نمیرسد آه شکستگان به اثر زود میرسد ...
نیمه های راه دیدم نارفیقی می کنند ترکشان کردم، شده نامم رفیق نیمه راه
با تو باشم به هیچ خرسندم
بعضیا لباس مارک دار میپوشن ولی نمیدونن که گاو هم پوستش چرم خالصه...
روزی چشماتو باز میکنی میبینی تنها چیزی که برات نمونده خودتی!
چه نقاش ماهری است فکر و خیال وقتی که دانه دانه موهایت را سفید می کند...
تولدت مبارک از خدا بهترین هارو برات میخوام
تا نیاراید گیسوی کبودش را به شقایقها صبح فرخنده در آیینه نخواهد خندید ...
خدایا تو کی رو داری که انقدر آرومی...!؟
فرصت دلبری بده به زمستان بهار بانو...
داغ و درد است همه نقش و نگار دل من بنگر این نقشِ به خون شسته، نگارا تو بمان
در حسرت دیدار تو آواره ترینم هر چند که تا منزل تو فاصله ای نیست
فریاد و غم وآه خدا.. کاش نبود ای کاش که ای کاش که ای کاش نبود
حل شدی در خون بیرنگم شبیه حبّه قند سخت و سنگین، مثل فرمول ریاضی نیستی!
هوای تو امشب چگونه است؟ در من امشب یکی دنبال چتر می گردد !
زیباترین گل زندگی من ، همسر نازنینم میخواهمت که خواستنی تر از هر کسی …
مردی که شوهر منه مرد نیست که لوک خوش شانسه
یه آقایی دارم که زندگیمه … نباشه منم نیستم
همسرم، سهم من از زندگی دستان پر مهر تو بود.
میان ما و تو امشب کَسی نمیگُنجد که خَلوتی است مرا با تو در نهان امشب
عاشقی را شرط تنها ناله و فریاد نیست تا کَسی از جان شیرین نگذرد فرهاد نیست
با تو ... به بی نهایت میرسم تو نهایی ترین حس خواستن منی .
لمس مژه ی یار به روی گونه عجب تازیانه ی جذابی
چون مات توام دگر چه بازم...؟