متن امین غلامی
زیبا متن: مرجع متن های زیبا و جملات امین غلامی
مگر به خواب مستی، وصلت دامان ما گیرد...
تــــو نباشـی.
من جان دهم در ره رسیدن به چه کس...
گمان نکنم این ویرانه دل
هرگز آباد شود بی تو...
تمـــام وجودم در تمــــام نبودنت گم شده...
زلفـــ پریشانتــ بــرد ز دلــم صبــر و قــرار...
به چشــم نمی آید چــرا
کس بهتر از تو در جهــان...
با
رفتنت
نامه ی
قتل
آرزوهای
مرا
امضا
کردی...
نـــــور
چشمان
توستـ
آغازگر
هـــر
صبح
مــن...
با خیالتــ زنده ام.
لحظه به لحظه، دم به دم...
زنده ماندن آخرین تلاش ماست.
برای زندگی در این دنیای بی رحم...
بگذرد دنیای بــی تـــو،
امـــا افســوس چه سخـتــ...
مـــا مسـتــ خیـــال شمـــاییم،
شمــا چطـور..؟
مبــادا جــز آغــوش مـــا.
هــوس آغــوش دیگــری هواییتــ کنــد...
کـــاش یکــ دم هــم کــه شــده.
خیالتــ بی خیــال خیــال مــا میشــد...
دوستش داشتم،
شاید خودش نمیدانست.
ولی خدایش که میدانست، نمیدانست.
پــس چـــرا کــاری نکـــرد..؟
آغوش تـو
تنها پنـــاه
امن آغــوش
مــــاستــــ...
هر لحظه از نبودنــش.
آب کـــرد ذره ذره وجــودم را...
تفاهــم یعنی:
دنیای من و چشــم سیه ات.
هر دو یکــ رنگـــ است.
نه کـــم تر و نه بیشتـــر...
صبـح چشمـــان خمـــار تـــو
چشیــدن دارنـــد...
آغوشتـــ
آرامش محض دنیای مـــن است...
امید
به شوق
وصل
توست،
که مرا
زنده
نگه
داشته...
پرستش چشمان تــو تنهـــا گناهــم بود...
کاش
اشتباهی
هم که شده.
سرنوشت تو را
مـــی انــداختــــ
داخل روزگـــار من...
کجایــی
ببینــی
دلواپسی هایم
سراغتـــ
را میگیرند...