متن برشی از کتاب
زیبا متن: مرجع متن های زیبا و جملات برشی از کتاب
ادم خواران عاشق سرمای اتش
در پستوی خانه نفرین شده، عزیزان گوشت مرا ذره ذره به دندان میکشند و صدای جیز جیزش سوار بر بوی تعفن جنازه ای زخمها و مردگی های اهالی، خود را به گوش هایم می رساند. و از من میخواهد که تمامش کنم.
اما من این...
ارام اتور
فکر آزارم می داد. تا تنها می شدم از هجوم یک احساس های درهم و برهم مغزم می خواست منفجر شود. می دانستم که فکر کردن کار خطرناکی است. فکر، آدم را به کشتن می داد.
در حال بارگذاری...