مهربانم /جانم/نبضم ضربانم دست من نیست /عشقت افتاده به جانم
چشمهای تو اوج آرامشه
دنیام با *تو* رو رواله دوست داشتنی من ...
خزان شدو و نیامدی...
اندازه تو هیچ کس مهربان نبود
او می رسد که باز هم عاشق کند مرا او قول داده است به قولش وفا کند
هواهای دو نفره را تنهایی قدم زدیم با یاد کسانی که هوای مارا نداشتن
یه چیزایی هیچوقت تغییر نمیکنه...مثل حس من به *تو*
می رسد روزی که دیگر در کنارت نیستم بی قرارم می شوی من بی قرارت نیستم
دو تا عاشق زیر بارون یکیشون خیس یکیشون نیس...
می دونم... واسه من دیگه توی *قلب* تو جا نیست
انسان زندانی تنفر و تعصبات خودش است
سرم را شاید بتوانند دیگران گرم کنند اما وقتی نیستی هیچ کس دلم را گرم نمی کند!
هی راه آمدم با تو هی هار شدی با من
دلتنگ که می شوی چشمهایت را ببند مثل یک عکس فوری / فوری ظاهر می شوم
چه سخت است دلتنگ قاصدک بودن در جاده ای که در آن هیچ بادی نمی زود
وقت آمدنت باز خواهم کرد روزه های سکوتم را
زیبایی عشق به سکوت است نه فریاد پس با تمام سکوتم دوستت دارم
دِلم ️چِه کودکانه بَهانه ی تو را می گیرد
بِهترین حِس یَعنی هَر روز یِکی بِهت بِگه مُواظب خُودت باش️
دستای تو فقط مال منه
با خنده هات منو عاشق کردی
حتی اگَر.. یڪ قدم.. مانده باشد تا بهشت.. تو صدایم ڪنی..
یه وقتایی هم هست... دیگه دلتنگی... گفتنی نیست... بغل کردنیه...️