متن ترجمه زانا کوردستانی
زیبا متن: مرجع متن های زیبا و جملات ترجمه زانا کوردستانی
تقدس خون شهیدان،
کردار نیک میطلبد ـ
که رنگ دهد!
نگرانیهایم،
به بنبست رسیدهاند ـ
بر دوش ظن و گمان!
تا که تو نیامدی،
او هم دیگر نیامد ـ
نسیم شعر!
پرچینش، جهنم،
باغبانش، پیر ـ
ریزش گل!
هیچکس صدایش را دوست ندارد،
خوانندهای بد صداست ـ
خرمگس!
چون پهلو افتاد،
بالش ماه شد ـ
کوه!
دو رودخانهی شرابست!
با خوشترین طعم ـ
پستانهای زن!
شمشال مینوازند انگشتانم،
تار تار موی زنی ـ
رقص میکند!
عروسی خجالتیست،
به انگشت آفتاب آب میشود ـ
برف!
قهقههی خندهی زنیست،
که میریزد به دل شب ـ
مهتاب!
انگشتان دست مَرد،
زیارت پستانهای زن ـ
صفا و مروه!
غسل حیض میکند،
هر سپیدهدم ـ
زنی باغبان!
در گوشهی لب دختری،
جای پای بوسهای است ـ
تابلویی رمانتیک!
شبهای بهاری،
کوتاه کوتاه شدهاند ـ
ماه عریان ظاهر شده است!
روزگاری دلگیر میشد،
به سفیدی موی سرم
جگرگوشهام!
سی سال پیاپی،
دشت دلم را آبپاشی میکند ـ
زنی مهربان!
پرندهای تکبالم،
یک بالم زخمی است ـ
معلولیت برادرم!