متن حجت اله حبیبی
زیبا متن: مرجع متن های زیبا و جملات حجت اله حبیبی
قلبت ، می تپید برایم، وقتی ، دستت در دست دیگری نبود
اما امروز ،می تپد ،برای کسی که،
تمام کسم را گرفت...
حجت اله حبیبی
وقتی می خندی
جهان می خندد
اما
پاییز
تاب گریه ی تو را ندارد
از ترس
برگ هایش فرو می ریزد
حجت اله حبیبی
کاش!
من و تو
زیر یک چتر ،می لرزیدیم
و من در آغوشت ، می گریستم
آغوشت ،مرا گرم می کرد
و اشکم تو را...
حجت اله حبیبی
به قرار نیامدی
بی قرار رفتم
حجت اله حبیبی
دعا کن این شب فُرقَت ،به پایانش شود نزدیک
دعای ما گنهکاران، که دیگر، بر نمی گیرد
حجت اله حبیبی
عشق
مَرکَبِ حرکت است
نه مقصد حرکت...
حجت اله حبیبی
دیروز، دوستت داشتم
امروز، می پرستمت
فردا را تو بگو ،
چگونه بمیرم برایت...
حجت اله حبیبی
در این عصری که از سنگ قلب می سازند
که باور می کند قلبی پر از مهر و عطوفت را
حجت اله حبیبی
در آینه
عکس خویش می بینم
کاش، عکس این بود
حجت اله حبیبی
حکایت دل ما را
خزان
به گریه نوشت
به چشمه های ترک خورده
برگ های پژمرده...
حجت اله حبیبی
دل بسپار ،به آواز پرندگان مهاجر ،که آخرین لحظه ی پر کشیدن ، دل می بُرند از لانه ی خویش، تا رنگین کمان امید ،زینت بخش راهشان و خورشید محبت ، نوید بخش مسیرشان باشد
پس باید از آنان آموخت، دل کندن برای موفق شدن را
پرنده ای که دل...
گوش کن
تو را می خواند
جاده ای که برگ ریزان است
و نم نم بارانی که همساز چشمان منتظر
آرام قدم بردار ،تا زمان ،زمانِ عاشقی من و تو و پرستو های مهاجر است
پاییز دروازه عاشقی و آیینه رنگارنگی است
بیا
تا کعبه دلم ، نغمه بهاریت را...