با لهجه ی آذری مدام و یکریز هی پرده به پرده باده ی شوربریز بدجور دلم هوای شعرت کرده برگرد دوباره شهریارِ تبریز فریده صفرنژاد
پروای پنج روز جهان کی کنم که عشق داده نوید زندگی جاودانیم
یک عمر گذشت و عاقبت فهمیدیم /// از دل نرود هر آنکه از دیده رود ///
دیشب در انتظار تو جانم به لب رسید امشب بیا که نیست به فردا تقبلی
در انتظار تو بنشستم و سرآمد عمر دگر چه داری از این بیش انتظار از من
خوشم من با غم عشقت طبیب آمد جوابش کن
برسان سلام مارا به رفو گران هجران که هنوز پاره ی دل دو سه بخیه کار دارد
عاقل آن است که این موقع شب خوابیده منِ دیوانه که خوابم به خیالت طی شد
به چشمک اینهمه مژگان به هم مزن یارا که این دو فتنه بهم می زنند دنیا را
نقش مزار من کنید این دو سخن که شهریار با غم عشق زاده و با غم عشق داده جان ۲۷ شهریور روز شعر و ادب پارسی و روز بزرگداشت استاد شهریار
27 شهریور، روز شعر و ادب فارسی و بزرگداشت استاد شهریار گرامی باد
روز شعر و ادب پارسی روز بیست و هفتم شهریور ماه، سالروز درگذشت شهریار، شاعر ایرانی، با تصویب شورای عالی انقلاب فرهنگی، روز ملی شعر و ادب پارسی، نامیده شده است.
شمر گوید گوش کردم تا چه خواهد از خدا جای نفرین هم به لب دیدم دعا دارد حسین (ع)
نه غمی می رود و نی هوسی می آید عجب ای دل که هنوزت نفسی می آید
دارم هوایِ صحبت یاران رفته را یاری کن ای اجل که به یاران رسانیم
ماه عبادتست و من، با لب روزه دار از این قول و غزل نوشتنم، بیم گناه کردن است.....
من به بند تو اسیرم تو زمن بی خبری؟ آفرین! معرفت این است که ز من می گذری
دلا دیشب چه می کردی، تو در کوی حبیب من الهی خون شوی ای دل، تو هم گشتی رقیب من
عشق وجود دارد... فقط بعضی ها مثل آیدا می مانند و شاملو میسازند... اما بعضی ها مثل ثریا میروند و شهریار را میکشند...
بی تو یک لحظه رمق در دل و در جانم نیست .. بیقرارم نکنی طاقت هجرانم نیست ...️
چو دل به زلف تو بستم به خود قرار ندیدم
گر از یادم رود عالم تو از یادم نخواهی رفت
ازتو بگذشتم و بگذاشتمت با دگران رفتم از کوی تو لیکن عقب سر نگران ما گذشتیم و گذشت آنچه تو با ما کردی توبمان و دگران وای به حال دگران