همین اندازه... کوتاه... و شاید... کمی بیشتر.... زندگی در عشق... تازه می ماند...
دست مرا محکم بگیر و ول نکن! من از بلندی روزهای بی تو می ترسم..️
هر چقدر عاشقی بلد باشم، خرج تو می کنم. بجاش تو برام فقط لبخند بزن...
در دلم خواستن مرگ کسی نیست، ولی کاش هر کس به تو دل بست بیاید خبرش!!!
با مِهر بیا که در ابتدای این خزان رنگارنگ دلم جز مِهر و یکرنگی تو هیچ نمی خواهد با مِهر صدایم کن که در این هیاهوی سرد پاییزی جز ترنّم صدایت هیچ صدایی دلگشاتر نیست با مِهر بیا که مهربانی ات سودای دل دیوانه ی من است با مِهر بیا...
تُ... طُ... و امّا تو... هیچ وقت نمی دانستم یک "تو"این چنین مرا در خود ذوب می کند...
سومین ماهِ بهاریت بخیر جانِ من خرداد آمد تا بهار را برای یکماه دیگر تمدید کند حالا نوبتِ توست که با بودنت ثانیه های این زندگی را برایم از نو بسازی
از لبِ تو بوسه ای، از ما گریبان باختن ...️
آغوش تو پیراهنم باشد؟!️ باید که پیراهن به تن باشد..
بهشت هر کسی، بین دوتا بازوی شخصیه که بهش آرامش میده️ ️️️
من از تمام هستی تنها به یک تو قانعم ️ عشق من ️ ️️️
هیچ نیندیشم به جُز دلخواهِ تو ...
خواستن تو تمام نمی شود خواستنی تر میشی هر لحظه... ️️️
انگیزه ی زندگی فقط بوسه از گوشه ی لبت ️️️
آغوشت را باز کن تا تپش های تند قلبم را به اقیانوس آرام برسانم آغوشت را باز کن تا هراسی را که در دلم دلواپسانه تورا بهانه می کند به تسکین برسانم
ماه من برای نفس کشیدن در هوای تو...️ چه حادثه ای سرخ تراز بوسه... چه رخدادی زیباتر از عشق... ️️️
زمان میگذره و ما نمیتونیم متوقفش کنیم. قدر لحظه های زندگی و عزیزانمون رو بدونیم...
زِ تو کی کنار گیرم؟! که تو در میانِ جانی...
حق ندارے به ڪسے دل بدهے الا من پیش روے تو دو راه است فقط من یا من
ای که چون زمستانی و من دوست دارمت دستت را از من مگیر. ... همیشه آرزو داشته ام روی برف، شعر بنویسم روی برف، عاشق شوم و دریابم که عاشق چگونه با آتشِ برف می سوزد.
مراقب شمعدانی هایت باش اردیبهشت، ماه عاشقی های بی ملاحظه است...
خیالِ خوبِ تو ، لبخند می شود به لبم ، وگرنه این منِ دیوانه غصه ها دارد! ️️️
دوست دارم صدایت بزنم️ بگویی جانم آرام بپرسم تو از کجا پیدایت شد؟ لبخند ڪه میزنی اشک امانم نمی دهد! دلم میسوزد از سالهایی که نداشتمت ...!
کاش ازعمر شبی تا به سحرچون مهتاب شبنم زلف تو را نوشم وخوابم نبرد ️️️