کسی که دوستش دارم غزل است؛ اسمش که نه! چشم هاش .. ️️️
و تو خلاصه ای هستی از تمام آنچه که دلم برای یک عمر دیوانگی.... و زندگی و دوستت دارم می خواهد...
دوست داشتنت از جایی شروع شد که تنت منبع آرامشم شد ...؛! ️️️
کنارت یک جهان شعرم..شبم.. شوقم..شورم..یک جهان آسمانم! بال و پرم، پروازم...یک جهان می خندم... می رقصم... کنارت یک جهان مال من است...
همین جا بمان عشقم... همین گونه که هستی... بمان و تنها به من نگاه کن... نگاه کردن عشق است... و ببوس مرا بی وفقه... باز هم بلند بلند ببوس مرا...
اگرم به سوی دوزخ ببرند باز خوش خوش بروم ولی به جَنت نکنم گذار بی تو...
دلم بچه گربه ای ست گوشه گیر و خجل که از نگاه تو می ترسد... نمی دانم... شاید هم، چشم های تو سگ دارد...!
من شاید اولین عشقت نباشم اولین قرارت یا اولین بوسه ت اما فقط میخوام که آخرینت باشم️ ️️️
بازتاب نگاهت لبخندیست که هر صبح روی گونه هایم چال می شود ️️️
نخستین بار که عشق به سراغم آمد ادعای مالکیت جهان را کردم و همه چیز و همه کس را متعلق به خود دانستم. امروز که تهی از خودخواهی ها و تصاحب ها، نگاهی عاشقانه به زندگی دارم، از هرچه هست تنها مالک تنهایی خویشم و فروتنانه غیاب حضورم را اعلام...
چشمانم را می بندم و به اعماق روحم می روم نبودنت ذره ذره جانم را می گیرد و مرا غرق در نداشتن می کند... نجاتم بده.
هیچوقت ، هیچکس به اندازه ی من دوستت نخواهد داشت ! این تو، این تمامِ آدم ها ... ️️️
تو با روح من از روز ازل یارترینی...
درون ما زِ تو یک دَم نمی شود خالی...
ی چیزا ن تکرارمیشن ، ن تکراری مث طُ برای من •
بلند شو آرایش کن دلم برای سرمه ات تنگ شده برای رنگ تازه گیسویت برای همان رقص ساده و نگاه آرام که می اندازی ! با توام بلند شو دیر شده باید برویم و زود برگردیم دلم برای آمدن از مهمانی تنگ شده وقتی که خسته روی تخت می افتی...
جنگ نرم یعنی دو نفر سر این که کدام آن یکی را بیشتر دوست دارد به جان هم بیفتند .
داشتم رقص زیبای تو را تصور می کردم که خدا آهسته به شانه ام زد و گفت: یک خرده جابه جا شو من هم ببینم
خودم می دانم اگر پیش چشم مردم ببوسمت کلی حرف پشت سرمان می زنند اما شعرهایم، دنج ترین جاست برای بوسیدنت! شعر که برای تو باشد با یک بوسه می شود به هزار زبان زنده ی دنیا دوستت داشت... من هر روز در شعرهایم بیشتر عاشقت می شوم این خط،امن...
به لب هایم اعتماد کن ... جز بوسه... چیزی نمی گویند ...
محبوب من غریب منم که چشم هایم به جمال مبارک تان روشن نمیشود ...
من برای داشتن تو نذر کردم
آسمانی ترین آغوش را میان دستانت تجربه می کنم ، گاهی به زمین می آیم و در دریای خروشان محبتت ، شنا می کنم ودر این پیوند عاشقانه آسمان و زمین ، میان نوازش نسیم دستانت بر گندمزار موهایم ، آرام می گیرم ...
آدم بزرگ ها هم قد می کشند با شنیدن دوستت دارم ها️ با بوسه ها ، با آغوش ها من می خواهم باتو قد بکشم.